[ موجبات نفرت محمد تقى خان از محمد على خان ]
بيان موجبات نفرتى كه طبع مبارك خانيت را از ميرزا محمد على دست داده ورق التفات خود را برگردانيدند [ 146 پ ] در خلال احوال كه آفتاب التفات خانى دربارهء مرحوم ميرزا محمد على نهايت ارتفاع گرفته به وسط السماء كمال رسيد به حكم قاعدهء مطرده و قانون مقرره كه نهايت هر كمالى زوالى است و عقيب هر شرفى و بالى ، اسباب تنفر طبع شريف ارزنده گوهر عمان خانيت از مشاراليه سمت اجتماع يافت و روزبهروز موجبات انزجار خاطر مبارك از ايشان درهم پيوست ، تا آنكه به كلى مشاراليه را از نظر مرحمت افكنده در كوى گمنامى سكنه گزينش ساختند و از محل اعتبار انداختند .
يكى از اسباب اين معنى آن بود كه چون نواب جنت مآب خان سعيد مغفور در استحكام مبانى عدالت به مرتبهاى مبالغه داشتند كه عزيز - ترين فرزندان گرامى خود كه خاطر او را بسيار خواهان بودند اگر احيانا به نقض قاعدهء عدالت مبادرت مىنمود رهائيش از چنبر قهر و غضب خانى محال بود لاجرم ديگران بايد مقياس افعال خود را اين مقدمه دانسته به طريق اولى در ضبط خود كوشند و در كف « 1 » دست تعدى بر زيردستان مضمون
مصراع
الظلم نار فلا تحقر صغيرتها
را به گوش هوش نيوشند ، با تمهيد اين مقدمه ميرزا محمد على گاهى جرأت به مخالفت اين قانون ورزيدى و خود را از سلك پيروان
هامش
( 1 ) - بازداشتن ( زير سطر ) .