زند و دستگير نموده نامدار خان با بقية السيف سپاه خود به ركض الخيل « 1 » رو به جانب علينقى خان كه از قفا مىآمد شرايط تخويد « 2 » به تقديم رسانيد .
پس اولياى حضرت [ 143 ر ] خانيت محمد على خان بغايرى را ملتزم خدمت خود وارد شهر [ كردند ] و باغ شهرآباد را كه مساحت فضاى آن به بسط چهل قفيز بيشتر بود و در شهر وقوع داشت مضرب خيام نزول او ساختند .
علينقى خان بعد از لحوق سپاه شكستيافتهء نامدار خان و اطلاع بر حقيقت احوال مجال تلعثم و درنگ را تنگ يافته در غايت استعجال از منزل محمدآباد روانهء يزد [ شد ] و در منزل باغ مراد كه بدايت ورود نزولگاه محمد على خان بغايرى بود شادروان نزول برپا كردند و طرح اقامت اردو در آنجا ريختند ، و چون محلهء خلفخانه على حصاربندى درست نداشت ديوار بست آن را خراب كرده به اسباب و اثاثهء بيوتات و مساكن ساكنين آن محله شرايط تاختن بهجا آورده مطاياى حرص و آز خود را از اموال منهوبهء مسلمانان گرانبار ساختند .
پس از آن محله ، لواى تعدى به ساير محلات افراختند و از [ محلهء ] مير چخماق گرفته تا محلهء مصلى و بالجمله تمامت محلات خارجهء حصار شهر را در زير نگين درآوردند و بر صفت ستاره كه فضاى صحن فلك را از كثرت اعداد خود متضايق نمايند فضاى كوچهوبازار محلات از كثرت آن قوم ستاره عدت تضايق گرفت « 3 » .
پس علينقى خان اجازت داد تا فراز بامهاى مساكن و بيوتاتى
هامش
( 1 ) - زير سطر نوشته : تاختن اسب .
( 2 ) - زير سطر نوشته : تند رفتن .
( 3 ) - درينجا روى پنج سطر زيادى خط كشيده شده و ما در تعليقات نقل خواهيم كرد .