تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
تافته به جانب اصفهان شتافتند . ما بقى سپاه او نيز به متابعت فراريان حول‌وحوش معركهء مبارزت پراكنده گشتند . محمد على خان مبارزى بود دلير و پيل‌افكنى شيرگير ، مآثر شجاعتش را حوصلهء اين اوراق گنجايش تحرير ندارد و مسرع خامه در بيداى ذكر شرذمه‌اى از آيات جلادتش قدم نتواند گذارد . به ظهور اين احوال غيرت مردانگى و رجوليتش رخصت نداد كه ننگ شكست را بر خود هموار سازد ، و ساحت سينه را از شواغل كينهء خصم چير مصفى نساخته به طىّ بساط مبارزت پردازد . پس با ده بيست نفرى كه در حوزهء خدمتش بودند سرآستين مردانگى را تا مرفق بالا شكسته با آن اجناد ستاره تعداد بناى محاربت و مجادلت نهاد . عنفوان ركوب مركب مكافحت « 1 » از اسب خود پياده گشته آن معدود يسير را هم حكم به پياده شدن نمود . پس فرمود تا توبره‌هاى اسبان را از خاك بيابان انباشته شرايط سنگرسازى از آنها به تقديم رسانند و از عقب سنگرها آغاز كماندارى به جانب معسكر خصم نمايند . در تصاريف اين احوال متفرقه لشكريان او كه در همان حوالى رايت‌افراز اختفا بودند مسلك توجه به معسكر خود پيمودند و كار جمعيت را رونق تمام بخشودند . پس پاى مقاومت در مقام مجادلت ثابت و برقرار نموده شرايط ستيز و آويز با خصم شرارت‌انگيز معمول داشته ، تا آنكه به عون عنايت خداوند نصرت‌بخش از صفحهء مصحف فيروزى آيت
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 2 » به زبان اقبال تلاوت نمودند و سپاه نامدار خان را شكست داده فوجى از آنها را عرضهء شمشير و دو نفر از رؤساى خوانين را كه به افسر سركردگى سپاه او تارك احوال مزين داشتند
هامش
( 1 ) - زير كلمه معنى شده است : جنگ ( 2 ) - در قرآن قد ندارد .