زبرجد فامش سنگريزه بلورين انهار به رنگ زمرد نمايد و از شعاع گلهاى رنگينش رنگ الماسگون هامون ياقوت رنگ به نظر آيد .
و دويم آن عمارات ثلث عمارتى است كه در سمت قبلهء آن فضاى روحافزا واقع و مشتمل است بر تالار آينه كه هركه داخل آن شود صور امانى و آمال خويش را در آن عكسپذير بيند و چهرهء شاهد آرزو در عالم مثال جلوهگر مشاهده كند . هر آينهاش از صفاى سينهء صاحبدلان خبر مىدهد و هر نقش اسليميش آئينهء جلوهء طرح لطيف و وضع غريب ديگر مىگردد . هركه آن دلكش بنا را نديد حسن كار اسكندر را نفهميد و هركه لحظهاى در آن نيارميد در عمر خود روى خوشى نديد . و در اطراف ثلثهء آن عمارات تحتانيه و فوقانيه بسيار واقع كه آنها را با تالار مذكور در يك سلك منسلك داشتهاند و الحق وضع طبيعى را از دست گذاشتهاند و هريك بطور ديگر و وضع غير مكرر آراستهاند و فى الحقيقه داد استادى دادهاند .
و سيم آن عمارات ثلث عمارات شمالى آن دلكش فضاست كه با عمارات قبلى قرينه و در حسن و زيبائى بىقرينه است و آن مشتمل است بر طهرانى بلند اساسى كه با كرياس گردون دم برابرى مىزند و بر طارم فلك چهارم برترى مىجويد . طرهاش را از آتشافروزى هندوى فلك بيم سوختن است و كتابهاش را از مدادريزى خامهء دبير چرخ خوف سياه شدن .
و عمارات جنبين و خلف طهرانى را نيز به آن قياس بايد كرد .
و در عقب همين عمارات شمالى كه ابتداى خيابان طولانى ديگر است كه انبوهى درختانش بر پيك نگاه راه دخول و خروج بسته و پايان آن
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 356
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٥٦