فرمان عزل او را آورده خود به موجب حكم نادرى در جلوس [ 90 پ ] مسند حكومت نايب مناب آن شقاوت انتساب گرديد و تتمهء وجه ابوابى را به تقديم اين گونه سياستها دربارهء اهل آن ولا به حيطهء وصول رسانيد .
چون بيدادش از حد تجاوز كرد زيردستان يزد دست انتقام از آستين بيرون آورده چون آيت هلاك خود را از صفحهء خوشخوان سوءسلوك او فرومىخواندند دست پيش را به او نداده در قصاص خود بر او پيش دستى نمودند .
و بدينموجب ميرزا اسمعيل كلانتر ، ميرزا مرتضى وزير ، حاجى عظيم آبشورى ، حاجى حسن برادر او ، حسين ولد مسيح ، بابا اكبر و على عم او و قاسم نام شودمال و جمعى ديگر از اهل ولايت با يكديگر همداستان [ شده ] و در خفيه كس فرستاده او را هلاك كردند .
بعد از آنكه آتش غضب خود را به زلال هلاك او تسكين بخشيدند از بيم مؤاخذت نادرى مانند برگ بيد از تندباد طوفانى بر شاخ حيات خود لرزيدن آغاز كردند و ابواب چارهجوئى آن واقعهء وحشتثمر را از هر كس بر چهرهء احوال خود باز .
تا آنكه رايها بر اين اتفاق كرد كه گرگين بيك گرجى را كه يكى از گماشتگان نادرى و با نجفقلى بيك در ملكدارى مساهمت مىداشت و به جهتى از او آزردهخاطر گشته رشتهء مساهمت را به مقراض رنجش گسسته در قصبهء تفت اوقات مىگذرانيد به حكومت بردارند . چون بر مسند رياست قرار گرفت دوازده نفر از قاتلين نجفقلى بيك را به قصاص رسانيد .
در تضاعيف اين احوال خبر رسيد كه در هنگامى كه اعليحضرت
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٨٥