[ محاربات سرداران اشرف افغان با عنايت سلطان و محاصرهء يزد ]
محاربات سرداران اشرف غليجه با وكلاى ميرزا عنايت سلطان و محاصرات يزد در تصاريف سنوات پنجگانه و به تلبيس مصالحه تسخير آن ولايت و قتل سلطان و اتباع به حكم اشرف . . .
چون اشرف . . . . « 1 » از قتل پسر عم . . . پرداخت و خود را مربعنشين چهار بالش سلطنت ساخت به احكام مبانى استضافت بعضى ولايات ايران كه هنوز در حيطهء تصرف محمود نيامده به محروسات خود پرداخته نخست فوجى كثير و جمعى غفير از طوايف افغان و بلوچ و هزاره را به استصفاى ولايت دار العبادهء يزد نامزد ساخته در تحت رايت سردارى [ 83 پ ] يكى از رؤساى آن طايفه متوجه آن سامان نمود . بعد از آنكه مراحل عزيمت را به اقدام مسارعت و معاجلت به انتها رسانيدند و بعد از تمادى ايام محاصرهء قلعه عارضهء مزاج ولايت را به استعمال داروى اهتمام و سعى معالجت نتوانستند ، يعنى بخت نامحمود اشرف . . . را معين كار فتح شهر نديدند متذكر مضمون اين گفتهء حقيقت مبانى گرديده
شعر
اذا لم يعنك الجدّ فالجدّ باطل * وسيعك فيما لم يعنك محال
از صرافت آن كار افتاده قطع طمع از استصفاى شهر كرده لواى مراجعت افراختند . سال ديگر را در موسم تجديد بهار عالمآرا سردارى ديگر با فوجى خارج از حيز حصر و احصاء داوطلب فتح شهر گرديده به
هامش
( 1 ) - نيمه سطرى حذف شد .