تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
« ما للتراب و رب الارباب » - يعنى ، مصراع
چه نسبت خاك را با عالم پاك
به راستى بيت
عاجزم از ثناى او عاجز * آه اگر اينچنين بمانم آه
چون دل مقترح اقتراح را از حد گذرانيد اسكاتش را گفت ، مصراع
يك دليرى كنم مقابل شرك
پس به استيحاش و تخطئهء عقل بىتراخى نقيضش را بر زبان جارى ساخت كه ، مصراع
نكنم لا إله الا اللّه
لاجرم بر سر خيبت نخست رجوع نمود و زمام خاطر به دست يأس سپرد كه « اليأس احدى الراحتين » ، و نقش اميد به كلى از صفحهء ضمير سترد كه ، مصراع
در نوميدى بسى اميدست
مع الحديث دل پرخروش با شاهد خيبت هم‌آغوش زيست تا عاقبت كه متضمن عافيت بود يأس كارى بساخت و عقل رأفت شعار دل ملهوف را نيكو بنواخت ، يعنى طبع را راه نمود كه به حكم
« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها »
به قدر مقدور و اندازهء وسع پيرامون نظم مديحش توان برآمدن و متكلف زايد بر آن نشدن . و در معرض عرض همايون عفو و اغماض مساوى و مثالبش را از خدام سدهء سلطنت عظمى لا زالت محسودة