از نهيب سطوتت و ز بيم تيغ سركشت [ 28 پ ] * بيقرار آيد زمين و آسمان يابد قرار
رو به هر سو آورى جويند كين جويان امان * عزم هر جانب كنى خواهند گردان زينهار
شاهباز تير پران تو در هنگام صيد * شرزه شير تيغ بران تو در گاه شكار
شاهبازان را كند نخجير بيرون از حساب * شرزه شيران را ز پا اندازد افزون از شمار
سرزند تا هر بهار از شاخ گل در هر صباح * بشكفد تا هر صباح از باد گل در هر بهار
هم بهار بخت ميمون تو بادا بىخزان * هم گل اقبال روزافزون تو خالى ز خار
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٦