كواكب در بارگاه پادشاه گردون مواكب هريك خدمتى را كمر بر ميان بسته ، قمر كه گاه به نعل اشهب شاه تشبه مىجست و گاه به اين بهانه كه جوزهر مىجويد خود را به جاى گوى زر در عقدهء ذنب ذوائب آساى جنايب سلطانى مىكشيد به بوى آنكه شمامهء دست شاه را شايد در پاى اوفتاد ، لراقمه ، اين دو مصرع همى نمود انشاد
لراقمه :
تا ماه گاه بدر نمايد گهى هلال * ماه حيات دشمن خسرو هلال باد
عطارد دبيرآسا در پايهء تخت [ 27 ر ] فلكفرسا منشور خلافت جاويد بنا را به طغراى خلود موشح مىداشت و اين شعر را از قصيدهء كاتب به رسم دعا با قلم زرين بر صحيفهء عرض مىنگاشت ، لراقمه :
منشور دولت تو نه تير ار رقم كند * از مجلس كمانش رهائى محال باد
زهرهء ازهر از هر تار مو او تار طرب بر ارغنون خاطر كشيد و از عنوان صحيفهء خاطر كاتب انشاى اين شعر را آواز بر ، لراقمه :
ناهيد تا ز اهل طرب هست بيهمال * از مطربان بزم شه بيهمال باد
شمس كه شمسهء پيشطاق رواق خسروى را نمودار و عرصهء باختر و خاور را خسرو صاحب اقتدار بود به اظهار مطاوعت ايلچيان اشعه به بندگى حضرت پادشاه خورشيد سرير روان نمود و تأكيد قواعد انقياد را در اول صبح جبههء پر شعاع بر آستان فلك ارتفاع سود و گفت ، لراقمه :
مهر ار نه بر مراد تو يك صبح سر زند * در عقدهء كسوف مدامش نكال باد