تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
بالاى شمشاد پيش شمشاد بالايشان پست نمايد به تحريك نسيم نوازش نى و ناى چون شاخ شمشاد از تحريك نسيم صبا بالاى شمشادآسا متمايل ساختند ، و نازنينان قندزمژه كه و بر قاقم در بر قاقم برشان از سيلى حسرت سنجاب صفت كبود كه نمودى و از رشك نعومت سينهء سيمينشان سمور سقلابى در گوشهء گمنامى خزيدى براى [ 25 پ ] رقص قامت افراختند ، لراقمه :
و مالت قدود الغانيات رواقصا * كان غصون البان فى الروض ترقص
بتان نارپستان كه ياقوت رمانى لبشان از نار بستان بسى به آيد و با نارنج سيب آسايشان سيب اصفهان نارنج صفت با رنج رنگ زردى گرايد رنج معاشقت و مغازلت باهم بريدند ، و بسته‌نگاران پسته دهان كه پيش پستهء لب و بادام چشمشان پسته و بادام بادام حسرت و بستهء قيد خجلت آمدند با يكديگر فندق‌شكن گشتند . پسران چون سرو روان كه هريك خيل خوبان را سرو روان را باعث توان توانند بود كله گوشهء ناز بر فرق سر چون طرهء پرشكن بر طرف عارض برشكستند . دختران ختنى خال خورشيد جمال كه به رخسار خورشيد مثال اختران برج خوبى و بيمثالى زيبند به جلوه‌گرى دامن بر ميان ، لراقمه :
چون گره بر زلف مشك‌افشان زدند
چون بزم ارم اساس سلطنت همچون ساحت مملكت به عدل سلطان بابأس و سطوت آراسته گشت ، در ساعتى سعادت رسوم و زمانى پسنديده ارباب نجوم كه عبارت از آن‌روز پنجشنبه چهارم شهر شوال المكرم