تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
الزهراء من السماء ، فاحت رياح الربيع على الخلاف المجنون و مال كما خلت ان تحرك ذوايب ليلى ، و طلعت وردات النسرين من مطالع الاغصان مثل النجوم الا انهن كلهن الشعرى بيت
چمن مگر سرطان شد كه شاخ نسترنش * طلوع داد به يك دم هزار شعرى را
عيد سعيد فطر طليعهء سه عيد نوروز و جلوس خسرو فيروز روز و روز جمعهء سعادت‌اندوز گرديده ، هلال شوال چون ابروى مه‌رويان با غنج و دلال از جهت سيمين افق هويدا گشت و هلهلهء « الهلال الهلال » دردى كشان باده‌پرست رونق‌شكن بازار زاهدان ظاهرآرا ، جام زرين هلال در بزم سپهر از تدوار چون هلال جام در دست سقات سيم اندام نمود و اين رباعى [ 25 ر ] دلكش كه در استهلال از ساغر خاطر بديهه طراز كاتب چون زلال باده تراوش نموده مناسب مقام رباعى
بر چرخ هلال عيد گرديد عيان * بر شكل كمان خسرو ملك‌ستان زان چرخ به گوش كرده‌استش كه بود * مانندهء نعل اشهب شاه جهان
نشاط بساط جلوس سلطانى با حسن جشن هنگامهء نوروزى قرين آمده بزرگ و كوچك ، عرب و عجم و ترك و تاجيك ، فرق امم در دو گاه
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 74 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى