همچنان درست تن مىديدند .
و از آسمان بدان شخص آواز كرد كه غم مخور و زارى و فغان و جزع منماى ؛ و بدان كه من [ نه ] بزادم و نه مردم و نه از جايى آمدم و نه به جايى رفتم . آن شخص از استماع سخن شاكمونى خرّم و خوشدل شد ، و از سخنان و فوايد شاكمونى ( 1 ) جمع كرد و از آن دفترى ساخت و مجموعهاى پرداخت ، و نام آن قسوردى ( 2 ) نهاد .
تمام شد حالت شاكمونى از گاه ولادت تا گاه هلاكت او به حسب معتقدات اهل هند و كشمير به تقرير و زعم ايشان . بعضى از اين خرافات در قلم آمد از نسخ و مسخ و فسخ و رسخ ؛ و اللّه اعلم بالصّواب .
بنابر آنكه ساير اهل هند بر دين و ملّت تناسخاند ؛ و دين تناسخ پيش تمامت اديان ، خصوصا دين مسلمانى كه زبدهء اديان و خلاصهء جهان و نقاوهء زمان است مندرس ؛ و چون تاريخ شاكمونى ( * ) و وضع دين او كه محض تناسخ است تمام شد ، خواستم كه رسالهاى كه بيش از اين در ابطال تناسخ بر ضعف و كسر دين و ملّت ايشان اين [ 348 ] ضعيف را اتّفاق ايراد افتاد ، و اساس اقتباس آن را بر انطماس و اندراس دعاوى باطل ايشان مقصور بوده ، آن كتاب را بر فتراك اعتقاد ايشان بسته شود ، و به ذيل آن مذيّل و مرتبط گردد ، تا مطالعان اين درد را دوا و اين علّت را شفا باشد ؛ و بر ضعف راى و استغواى اعتقاد ايشان واقف و مطّلع شوند ، آن رساله مندرج است در كتاب توضيحات رشيدى ، آن را مطالعه فرمايند تا اين معنى به وضوح رسد ؛ و در آن هيچ شك نيست إن شاء اللّه تعالى وحده العزيز .
تمام شد اين كتاب به يارى عزّ شأنه ، و على الحقّيقه مثل اين تاريخ بود مر همگى احوال عالم و جملگى سرگذشت بنى آدم هرگز اتّفاق نيفتاده بود
هامش
( ( 1 ) .S ? kyamuni)
( ( 2 ) .Kanyur)
( ( * ) . متن : ساكمونى . )