تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

فصل [ هشتم ] ( * ) [ در بيرون آمدن شاكمونى به اشكال و صورت متنوّع ]

شاكمونى ( 1 ) گفته است كه من هشتاد و چهار هزار بار به صورتهاى مختلف و اشكالهاى متنوّع به دنيا آمده‌ام ، و هربارى به مرگ ديگر رفته . يك بار بازرگانى بودم و به دريا مىگذشتم ، نهنگى آهنگ كشتى كرد . [ فرو برد از بهر دفع بلاى آن بر سبيل تسبيح ] من اين لفظ بر زبان راندم كه نموبداى ( 2 ) يعنى خداى را عزّ و علا سجده مىكنم . چون آواز اين دعا به نهنگ [ تيز آهنگ ] رسيد ، او را ياد آمد كه روزى در صورت انسانى بوده است و اين تسبيح كرده [ مهربانى و رحمت آورد و بدين سبب ] قصد كشتى نكرد ، و از گناه خلاص يافت . چون بمرد به مكافات اين نيكى استخوانش در صحرا بماند ، و روحش به تن پسر درويشى پيوست . و آن پسر چنان بود كه هرگز [ معدهء او ] از طعام سير نشدى . شاكمونى از براى او شربتى ترتيب داد . چون بخورد ، سير شد . پرسيد كه ديگر چيزى مىخواهى ؟ گفت : نه ، اشتها بكلّى زايل شد . [ شاكمونى ] پسر را گفت بيا تا به تماشا رويم . چون برفتند به استخوانهاى [ آن ] نهنگ رسيدند . از [ آن ] پسر پرسيد كه اين استخوانها چيست ؟ [ پسر ] گفت : به بركت [ تو ] يادم آمد [ كه ] من اين نهنگ [ با آهنگ ] بوده‌ام . و اين استخوانها از آن من است . دست در دامن شاكمونى زد و گفت : مرا از اين آمد و شد و صور مختلف باز رهان ؛ [ شاكمونى او را به مرتبهء خود رسانيد و از خروج و دخول صورتهاى مختلف باز رهانيد ] .
هامش
( ( * ) . اين فصل « هفتم » از نسخهء اساس برابر است با « فصل نهم » نسخهء « با » ؛ و « فصل هفتم » نسخهء « تو » ؛ به نسخهء بدلهاى نسخهء « تا » بنگريد ! . ) ( ( 1 ) .S ? kyamuni) ( ( 2 ) .Namo Buddh ya)