تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و آينده ادا مىكردند ، و ممالك بر او مقرّر شد ، و ملوك اطراف تمامت مطيع بودند ، هم چنان كه پدران او را ، و چون مدّتى پادشاهى كرد در تلكمان « 1 » و بر او ياغى شد و اهل ولايت او مطاوعت نمىنمودند ؛ و آن ولايتى است در اقصاى مشرق نام ولايت تلكمان يعنى صاحب قوّت است كه هر دو كس با ده كس مقاومت توانند كردن . و عادت آن قوم چنان است كه چون آفتاب برآيد . دهل زنند . ياوقوى خان « 2 » چون ايشان ياغى شدند بر عزم گرفتن آن ولايت با لشكر برنشست و آنجا رفت و تمامت را مقهور نمود و مراجعت كرد . قضاى آسمانى چنان اقتضا كرد كه اسپ او خطا كرد و از اسپ درافتاد و استخوان ران او شكسته شد و وفات كرد . بعد از او قورس ياوقوى « 3 » به جاى او بر تخت نشست ، و نايب او آلاس اوقلى اولسون « 4 » بوده است ، و هر كار كه مىكرد به مشورت او مىكرد ، و سى سال پادشاهى بر او بماند ، و بعد از او پسر او قورويساق « 5 » به جاى او پادشاه شد و نود سال پادشاهى كرد ، و بعد از او اينال ياوقوى خان « 6 » به جاى او بنشست ، و چنين مىگويند كه صد و بيست سال پادشاهى كرد ؛ و در مدّت پادشاهى او كنكاج و مشورت همه با قارودده كزنچوك « 7 » و سالور « 8 » و دمقاق « 9 » [ و ] او كسى « 10 » بوده كه وزرا و نوّاب و امراى او بودند ، و در اين مدّت ممالك و ولايات [ او ] برقرار داشته است ، و چون نوبت پادشاهى او به آخر رسيد ، پسر او اينال صيرياوقوى خان « 11 » به جاى پدر به پادشاهى نشسته است و ممالك او برقرار [ داشته ] ، هفت سال پادشاهى كرده ، و وزير او كسى خوجه « 12 »
هامش
( 1 ) .Tl ( k ) m n ( l )( 2 ) .D ( D ) jawquy - H n( 3 ) .Qurs Jawquy( 4 ) .l s Uqli Ulsun( 5 ) .Quruys q J wquy( 6 ) .n l J wquy - Han( 7 ) .Q ru . D . d . h K . z . ncuk( 8 ) .S lur( 9 ) .D . mq q( 10 ) .Uksi( 11 ) .n l sir J wquy - h n( 12 ) .K . si - oga