تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
تا آفتاب فرو رفتن پدران تو گرفته بودند ، ما نيز به هم با تو متّفق‌ايم و كوچ دهيم تا آن ولايات را مال بدهند ، و اگر مخالفتى نمايند به قهر و جنگ چنان سازيم كه نام پدران تو برقرار ماند ، و هيچ آفريده را مجال نماند كه در اداى مال تعلّل جويد چون [ ديب ] يا [ و ] قوى « 1 » اين سخن بشنيد عظيم پسنديده داشت و با خود انديشه كرد كه مملكت و پادشاهى نگاه نتوان داشت مگر به سخن آن دو شخص كه آثار كفايت در ايشان عظيم ظاهر است . و بر ايشان اعتماد تمام كرد و در تبجيل و احترام و اعظام ايشان مبالغه فرمود و از ايشان پرسيد كه چون شما چنين اتّفاق كرديد با ما ، نوكران شما هم از آن قوم‌اند كه با ما متّفق شوند يا نه ؟ ايشان گفتند كه اميرى هست نام او آلان « 2 » از قوم يازر « 3 » ، و پسرى دارد نام او اولان « 4 » ، با ما متّفق‌اند و ديب جنكسو « 5 » و پسرش دركش « 6 » و تاش بيك « 7 » و پسرش يالغوبيك « 8 » از قوم دوكار « 9 » و قولو خواجه « 10 » از قوم بايندر « 11 » با ما متّفق‌اند كه به هر جاى كه ترا خصمى باشد با ما به هم كوچ دهند و بميرند . چون ديب ياوقوى خان اين سخن از ايشان بشنيد عظيم بر مذاق او خوش آمد و دل را بدان قوى گردانيد و با خود انديشيد كه چون چندين قوم با ما يك [ دل ] باشند و عواقب امور هراينه نيك باشد . و بدان سبب پدران اين جماعت مذكور را پيش خود خواند و نگاه داشت ، و پسران ايشان را به رسالت به شام « 12 » و كرل « 13 » و باشغرد « 14 » و پارس « 15 » و كرمان « 16 » و اصفهان « 17 » و بغداد « 18 » و بصره « 19 » فرستاد تا مال سه سالهء گذشته
هامش
( 1 ) .Dib j wquy( 2 ) .l n( 3 ) .Jazir( 4 ) .Ul n( 5 ) .D ( D ) ib Genksu( 6 ) .Durkes( 7 ) .T s Bik( 8 ) .J ( B ) lgu - Bik( 9 ) .Duk r( 10 ) .Qulu - Hoga( 11 ) .B j . ndur( 12 ) .S m( 13 ) .Karal( 14 ) .B sgrd( 15 ) .P rs( 16 ) .Kirm n( 17 ) .Isfah n( 18 ) .Bagd d( 19 ) .Basra
جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 64 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى