تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
قورقوت « 1 » در ميان آن جمعيّت به آواز بلند با همگنان تقرير كرد كه چون پادشاه ما نماند ، همگنان دانند كه اركى « 2 » خدمتگار او بود نام و ننگ نيكو نگاه داشت و خدمات شايستهء بىاندازه كرد و دو ناور بساخت و هر دو را از ماست و قميز « 3 » پر كرد و گوشت فراوان از هر نوع جمع كرد ، چنان كه هيچ آفريده مثل آن نكرده باشد . چون او آن چنان حقّى ثابت گردانيده است مناسب وقت و حال آن است كه چون تومان خان « 4 » بغايت خرد است و از عهدهء پادشاهى بيرون آمدن متعذّر باشد [ و پادشاهى بندهء او مقرّر باشد و ] تا او را به حدّ بلوغ رسيدن ، به نيابت او اركى را كه حقوق بسيار ثابت گردانيده بنشانيم تا از جهت او حكم مىكند . چون قورقوت اين سخن بگفت همگنان بر آن اتّفاق كردند و پادشاهى بر آن پسر مقرّر داشتند ، و اركى را به نيابت او نصب كردند ، و نسب آن دوكول « 5 » كه پر ماست و قميز كرده بود ، نام او كول اركى خان « 6 » كردند و او را بر تخت پادشاهى بنشاندند و حكم مىكرد ، و نه سال بر تخت پادشاهى بود . چون تومان خان به حدّ بلوغ رسيد ، و تخت پادشاهى به ارث و اصالت به دو مىرسيد از آن بازخواست كرد ، و ملازمان دست راست و دست چپ و لشكريان را طلب داشت ، و با سيصد مرد به هم تقرير كرد كه من بر تخت خواهم نشست . كول‌اركى خان كه نايب او بود چون كيفيّت حال معلوم كرد ، از آن هراسان و انديشمند گشت و نوّاب را گفت كه نهصد سر گوسفند و نه سر ماديان را طوى كردند و با ايشان تقرير كرد كه با تومان « 7 » گويند كه او به شكار رفته است . و چون اين طوى را تعيين كرد ، فرمود تا سه هزار گوسفند و سى ماديان معدّ دارند جهت كاسه داشتن تا چون قرقوت بيايد او را كاسه گيرند . در حال كس
هامش
( 1 ) .Qurqut( 2 ) .'Arki( 3 ) .Kumyss( 4 ) .Tum n - H n( 5 ) .Kul( 6 ) .Kul'Arki - H n( 7 ) .Tum n