آن « جبل ياقوت » بود . و آن نگين مقبّب مثقّب « 1 » درخشنده بود ؛ وزن آن هفده مثقال ، كه مثل آن هيچكس را « 2 » نشان نداده بودند . و همچنين ، نصابى از زمرد ريحانى « 3 » 43 ، به قدر چهار اصابع طول آن و به عرض عقدى تمام ؛ و صد هزار پاره « 4 » كتاب نفيس شريف ، اكثر آن به خط مصنف « 5 » در فنون علوم . در ميان خزانه ، طبلى 44 يافتند . پنداشتند كه از بهر ملاعبت است « 6 » و مداعبت ؛ يكى آن را بزد ، بادى از او بىاختيار به اضطرار رها شد ! ديگرى بزد ، همچنان به اضطرار بىاختيار ضرطه « 7 » از او رها شد ! خادمى آن را بشكست ، طبيبى بشنيد گفت اى دريغا ! كه آن از جملهء اعلاق نفيسه بود و از بهر دفع قولنج ساخته ! « 8 » .
چون بشارت استيصال خاندان و انقراض مملكت علويان به خلفاى عباسيان رسيد ، خرمىها و شادىها كردند و به باب النوبى بشارت زدند و ناصر خليفه صلاح الدين را خلعتها [ دادند ] و جامهء « 9 » سياه ، كه شعار ايشان است ، براى خطبا بفرستاد [ ند ] ، كه خطبه و سكهء علويان مصر منقطع كرد « 10 » . و او را آثار محمود و مقامات مشهور است در دفع افرنجه .
مدت دولت و ولايت علويان ، از ظهور مهدى به سجلماسه ، از ابتداى ذى الحجهء سنهء سبع و تسعين و مائتين « 11 » ، تا وفات عاضد و استيصال خاندان و انقضاى مدت ، 272 سال بود . و باللّه التوفيق .
هامش
( 1 ) . ص : مقبب ( بىنقطه ) مثقب ؛ م : معنب مثقب ؛ مجمع د ندارد .
( 2 ) . مجمع م : كه مثل آن ديگر در عالم .
( 3 ) . در مجمع م و د نيامده و در ص « رمانى » و در زبده نيز « رمانى » آمده در الجماهر بيرونى ( ص 161 ) از « زمرد ريحانى » ياد شده است .
( 4 ) . مجمع م : مجلد .
( 5 ) . مجمع م و د : مصنفان .
( 6 ) . مجمع م : لعبت و مداعيت ؛ مجمع د : ملاعب .
( 7 ) . مجمع م : ضرطى ؛ مجمع د : ضرعه .
( 8 ) . الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 566 ) از جواهر و طبل ياد نموده و نيز در تاريخ ابن كثير ( ج 12 ، ص 226 ) و در النجوم ( ج 5 ، ص 335 ) در سرگذشت عاضد همين سخنان آمده و در جاى ديگر هم از اين طبل قولنج ياد شده است در تاريخ اسلام ذهبى و مرآت الزمان و عجايبنامه هم هست . مجمع م : كه حكما از بهر دفع قولنج ساختهاند ؛ مجمع د : و از بهر دفع قولنج ساختهاند .
( 9 ) . مجمع م و د : جامهها .
( 10 ) . مجمع د : و خطبهء و سكهء علويان از مصر منقطع شد .
( 11 ) . ص : مأة ؛ مجمع م و د و الكامل فى التّاريخ ابن اثير : مأتين ؛ در النجوم ( ج 5 ، س 336 ) آمده كه آنان چهارده تن بودند به شمارهء امويان و 280 سال فرمانروايى كردند و فرمانروايى امويان نود و اند سال بود .