شيركوه خانههاى شاور بر ايشان مباح كرد . مصريان خانههاى او را كبس و حجر و نهب « 1 » كردند .
شيركوه پيش عاضد آمد ؛ بر او آفرينها و زه و تحسين كرد و خلعت وزارت پوشانيد ، و به « ملك المنصور » ملقب شد . بعد از سه ماه ، شيركوه نماند « 2 » . مدت وزارت او دو ماه و پنج روز بود .
عاضد منصب او به صلاح الدين يوسف ، برادرزادهاش ، تفويض كرد و او را « الملك الناصر » لقب داد ، جد ملك ناصر شام ، كه گويند [ 32 ] كه به تيغ هلاكو خان كشته شد . و او « 3 » ضبط امور و نظم جمهور كرد .
و جماعتى از سودان مصر خروج كردند . به مشاورت مؤتمن الدولهء « 4 » ، خادم در قصر عاضد مستولى شد . و عاضد محكوم حكم او بود به هرچه فرمود [ ى ] « 5 » . در اين ميانه ، ناگاه بيمار شد و در حالت سكرات مرگ افتاده . صلاح الدين طمع در خزاين و دفاين ايشان كرد ، خواست كه خطبه با نام عباسيان كند « 6 » زن عاضد به او پيغام فرستاد كه او در حالت نزع است ، يك هفتهء ديگر صبر كن تا او بگذرد ، آنگاه هرچه خواهى مىكن . عاضد در آن هفته ، روز آدينه ، عاشورا ، از محرم سنهء ست « 7 » و ستين و خمس مائة ، درگذشت « 8 » . آنگاه ، بر منابر بلاد مصر خطبه به نام الناصر لدين اللّه عباسى مزين كردند و سكه زدند ؛ و انقراض ملك و دولت خلفاى علويهء مصريه شد . و صلاح [ الدين ] اولاد و اتباع ايشان را محبوس كرد و همه را شربت فنا چشانيد و نسل ايشان را منقطع گردانيد . حرص مال و طمع مملكت سبب عثرات و زلّات و سياست « 9 » صلاح الدين يوسف شد تا قلع خاندان علويان كرد . لاجرم به اندك روزگار ، استيصال خاندان او بر دست تركمانى ، به قصاص آن ، برافتاد ، و استيصال خاندان عباسيان به دست هلاكو خان . و صلاح الدين يوسف بر خزاين و ذخاير « 10 » ايشان ، كه مشتمل و محتوى بر گنج كاويان « 11 » بود و افزون از حد و حصر ، مستولى گشت و بر چندان جواهر نفيس قيمتى كه در خزانهء پادشاهان نامدار نباشد . و از
هامش
( 1 ) . مجمع م : نهب و هدم .
( 2 ) . مجمع د : چند ماه شيركوه نيز نماند .
( 3 ) . مجمع م : و صلاح الدين يوسف .
( 4 ) . الكامل فى التّاريخ ابن اثير ( سال 564 ) : موتمن الخلافه .
( 5 ) . مجمع م .
( 6 ) . مجمع م : و نور الدين از براى وى ديگر لشكر فرستاد و او را گفت كه در مصر خطبه به نام عباسيان كند و صلاح الدين و هم آن نيز مىكرد كه اگر عاضد نباشد نور الدين طمع در مصر كند و او را آنجا نگذارد . عذرى گفت كه اهالى مصر مدتهاست تا رعيت علويان بودهاند نبايد كه چون خطبه به نام عباسيان كند غوغا شود . فى الجمله چنين گويند كه چون صلاح الدين بر آن اتفاق نمود كه خطبهء مصر به نام عباسيان كند .
( 7 ) . مجمع م : سبع .
( 8 ) . مجمع م : و قطع خطبه از نام العاضد لدين اللّه . . . و او اولين خلفاى بنى فاطمه بود از اين خاندان كه به نام او خطبهء خلافت خواندند .
( 9 ) . مجمع د : سيئات .
( 10 ) . مجمع م : دفاين .
( 11 ) . مجمع م : شايگان ؛ ص و مجمع د : كاويان .