به دمشق فرستاد تا اينجوتگين را بگيرند . اينجوتگين امير شام مستوحش گشت ، و از سر غيرت و غبن مغاربه و نفرت مشارقه با لشكرى فراوان قصد مصر كرد . ابن عمار ابا تميم سلمان بن فلّاح را با برادر و سپاهى انبوه پيش او بازفرستاد . بر يكديگر حمله كردند . اينجوتگين منهزم با شام رفت . اهالى دمشق او را در شهر نگذاشتند و خانهء او را غارت كردند . از ايشان امان خواست و رغبت حضرت مصر كرد .
ابن فلّاح او را به جان ايمن گردانيد ، و فرزند خود را مصاحب او سوى مصر روانه گردانيد . معفو گشت و خلعت و نواخت يافت ، و ابن فلّاح متوجّه دمشق شد و به صلح شهر را بگرفت ، و تمامت بلاد شام را به ابو تميم كتامى داد كه نيكوسيرت بود و شاميان از او راضى و شاكر . و حبش ابن صمصام كتامى را كه بر فلسطين حاكم بود معزول كرد . او به مصر پيش حسن ارجوان رفت و از حسن بن عمّار شكايت كرد . ابن عمّار چون آگاه شد كتامه را بر خون ارجوان اغرا كرد . ارجوان در خانهء خلافت گريخت و قضات و ائمّه را گفت مصلحت وقت آن است كه حاكم را ظاهر كنيم ، و به تجديد بيعت او تازه كنيم و گوييم اين طفل در دست كتاميان زبون و عاجز شد به شما استعانت مىكند و از تعدّى ايشان استغاثت مىنمايد ، چه شما آبا و اجداد او را نيكو مىشناسيد .
مصريان بجوشيدند و منسلخ گشتند و از كتامه گروهى را بكشتند . ابن عمّار بگريخت . ارجوان با لشكر مصر برنشست و او را بگرفت و بكشت ، و ميان مشارقه و مغاربه به مصر وقعهاى عظيم افتاد . در شعبان سنهء ثمان و ثمانين و ثلث مايه ، و كتامه و مغاربه منهزم شدند ، و خانه و اصطبلات ابن عمّار را نهب و غارت كردند . و امام الحاكم باللّه بعد از او شغل ناظرى به ارجوان خادم داد . و ارجوان كاتب خود ابى العلا فهد بن ابراهيم النصرانى را نيابت داد براى اعتماد بر او ، و به رئيس ملقّب گشت ، و فرمان او در مملكت
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: محمد روشن
ص٥٠