ذكر ايّام جلوس كيابزرگ اميد داعى دوم
بعد از واقعهء سيّدنا ، كيابزرگ اميد مدّت بيست سال با جماعت رفيقان همان قاعده مسلوك مىداشت ، و امور بر نهج سابق استمرار مىيافت . دهخدا ابو على به جمله قلاع و رباع رفت ، و عهد كيا بر مردم گرفت ، هم به آن موجب كه سيّدنا گرفته بود .
چون خبر وفات سيّدنا به خصمان رسيد از هرجايى خصمان برخاستند ، و بزرگترين خصمى شيرگير بود ، گفت : اى دريغا چنان كسى كه به روزگار خود مثال و همال نداشت . و جماعتى ديگر به اصفهان نمودند .
روز دوشنبه هجدهم شوّال سنهء تسع عشره و خمس مايه كيا با جعفر را فرمان حقّ دررسيد . و كيابزرگ اميد به زمان خود نالبب كه جايى استوار بود و مردم جلد بگرفت . و همچنين كسان [ فرستاد ] و در ولايت اشكور مركليم و جاكل و تكامجان بگرفت . و در اشكور دوازده هزار جنگى بود همه مستخلص كرد . و رفيقان با طالقان فرستاد تا بگرفتند ، و چهارپا و غنيمت بياوردند .
و در دهم ربيع الاوّل سنهء عشرين و خمس مايه ميمون دز بفرمود ساختن ،