تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
الملك الناصر لقب داد ، جدّ ملك ناصر شام كه گويند [ 31 ] كه به تيغ هولاكو خان كشته شد . و او ضبط امور و نظم جمهور كرد . و جماعتى از سودان مصر خروج كردند . به مشاورت مؤتمن الدّولهء خادم در قصر عاضد مستولى شد ، و عاضد محكوم حكم او بود به هرچه فرمود [ ى ] . در اين ميانه ناگاه بيمار شد و در حالت سكرات مرگ افتاده . صلاح الدّين طمع در خزاين و دفاين ايشان كرد . خواست كه خطبه با نام عبّاسيان كند ، زن عاضد به او پيغام فرستاد كه او در حالت نزع است ، يك هفتهء ديگر صبر كن تا او بگذرد ، آنگه هرچه خواهى مىكن . عاضد در آن هفته روز آدينه عاشورا از محرّم سنهء ستّ و ستّين و خمس مايه درگذشت . آنگاه بر منابر بلاد مصر خطبه به نام الناصر لدين اللّه عبّاسى مزيّن كردند و سكّه زدند ، و انقراض ملك و دولت خلفاى علويّهء مصريّه شد . و صلاح [ الدّين ] اولاد و اتباع ايشان را محبوس كرد و همه را شربت فنا چشانيد ، و نسل ايشان را منقطع گردانيد . حرص مال و طمع مملكت سبب عثرات و زلّات و سيّآت صلاح الدّين يوسف شد ، تا قلع خاندان علويان كرد . لا جرم به اندك روزگار استيصال خاندان او بر دست تركمانى به قصاص آن برافتاد ؛ و استيصال خاندان عبّاسيان به دست هولاكو خان . و صلاح الدّين يوسف بر خزاين و ذخاير ايشان كه مشتمل و محتوى بر گنج كاويان بود و افزون از حدّ و حصر مستولى گشت ، و بر چندان جواهر نفيس قيمتى كه در خزانهء پادشاهان نامدار نباشد ، و از آن [ جمله ] جبل ياقوت بود و آن نگين مقبّب مثقّب درخشنده بود وزن آن هفده مثقال كه مثل آن هيچكس را نشان نداده بودند . و همچنين نصابى از زمرّد رمّانى به قدر چهار اصابع طول آن و به عرض عقدى تمام ، و صد هزار پاره كتاب نفيس شريف اكثر آن به خطّ مصنّف در فنون علوم . در ميان خزانه طبلى يافتند پنداشتند كه از بهر ملاعبت است و مداعبت .