تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ذو القرنين به معناى صاحب دو شاخ ، دو سر ، دو گيسو ، صاحب دو قرن زندگى يا پادشاهى مىباشد . دربارهء اين كه لقب چه كسى است محققين و مفسرين از قديم تا اكنون نظرات مختلفى ابراز داشته اند . بلعمى ، ابن سينا و تعداد ديگرى از محققين ، ذو القرنين را اسكندر مىدانند . ابو ريحان بيرونى در آثار الباقيه ، وى را از پادشاهان ملوك يمن مىداند . محققين جديد ، بيشتر ذو القرنين را كوروش هخامنشى مىدانند . اين نظريه بويژه پس از پيدا شدن مجسمهء منسوب به كوروش در پاسارگاد كه داراى دو شاخ مىباشد ، رواج يافته است . اگر به خودهاى جنگى كه دو شاخ حيوان بر روى آن نصب مىشده است مانند كلاه خود رستم و يا پهلوانان ديگر توجه كنيم و نقش توتمى بودن به ويژه توتم گاو را در نظر بگيريم همچون گرزگاو سر فريدون به نظر مىرسد اين لباس ( كلاه با شاخ حيوان ) مخصوص بزرگان حكومتى و سرداران جنگى بوده است . و اگر « قرن » را به معناى شاخ بدانيم ( كه احتمال زياد چنين است ) مىتوان نتيجه گرفت كه اين نظريه كه ذو القرنين همان كوروش است به صواب نزديكتر است . لهراسب : نام اين پادشاه در اوستا تنها يك بار در آبان يشت آمده است . در شاهنامه پس از كيخسرو ، لهراسب به سلطنت مىرسد . لهراسب دو پسر داشته است : زرير و گشتاسب . گشتاسب پس از آزرده شدن از پدر به هندوستان و سپس به روم مىرود و با كتايون دختر قيصر ازدواج كرده به ايران باز مىگردد و به جاى پدر پادشاه مىشود . لهراسب به معبدى در بلخ مىرود و با ظهور زردشت ، دين بهى را مىپذيرد و در يكى از تهاجمهاى ارجاسب تورانى كشته مىشود . كيقباد : در اوستا نام وى
kavi - kavata
( كوى كواته ) در پهلوى
kawad
( كواد ) و در فارسى نو ( قباد ) به معناى لرزان آمده است . در اوستا يك جا در فروردين يشت و ديگر بار در زامياد يشت از وى سخن رفته است . وى نخستين شاه كيانى مىباشد . در يكى از متون پهلوى ( بند هشن ) در مورد قباد آمده كه وى كودك كوچكى بوده است كه او را در صندوقى مىگذارند و بر آب مىاندازند ، زاب او را ديده از آب بيرون مىكشد و نامش را « كوات » مىگذارد . در شاهنامه كيقباد در البرز كوه زندگى مىكند . با خالى شدن تخت شاهى پس از گرشاسب ، رستم مأمور مىشود كه به البرز كوه رفته سريعا كيقباد را پيدا كند . در جنگى كه با حضور كيقباد و دليرى هاى رستم بر عليه افرسياب انجام مىشود لشكر تورانى شكست سختى مىخورد . در شاهنامه كيقباد صد سال
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 202 | مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة ) / مير هاشم محدث