تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
پادشاهى مىكند . كيكاوس : در اوستا به صورت
usan
( اوسن ) و در پهلوى
kayos
( كايوس ) و در فارسى نو « كاووس » است . در مورد معناى اين نام نظرات مختلفى آمده است . بارتولومه آن را « دارندهء چشمه » و اشپيگل و يوستى ، كاووس را « با اراده و توانا » معنى كرده‌اند . با اين حال معناى دقيق اين نام مشخص نيست . كاووس دومين پادشاه كيانى است و در اوستا پادشاهى با فره و قدرت توصيف شده است . وى مالك هفت كشور و سازندهء هفت كاخ بر البرز كوه است . سلطنت وى در اوستا مانند جم بى مرگ و بىپيرى است اما در متون پهلوى مقام كاووس پائين مىآيد و در روايات ملى كاووس پادشاهى بىفره و احمق توصيف مىشود . به طور خلاصه در شاهنامه كاووس پادشاهى بىفكر و خطاكار است . اولين خطاى وى حمله به مازندران است . بيخردى ديگر كاووس حمله به سرزمين هاماوران مىباشد و از جمله حماقت‌هاى وى رفتنش به آسمان است . رستم
raotastahma
( رئوته استهمه ) يا
rudastahma
( روده استهمه ) به معناى بزرگ روئيده يا رود عظيم . در اوستا از رستم نامى نيست . وى در شاهنامه بزرگترين پهلوان است و كارهاى بزرگى به او نسبت داده شده از جمله نجات كاووس در دو مورد ، نبرد با ديو سپيد ، نجات بيژن از چاه ، گذر از هفت خوان و ديگر اعمال پهلوانى . در شاهنامه رستم با گودرز كه يكى از پهلوانان شاهنامه و شاهزادگان اشكانى مىباشد ارتباط بسيار نزديكى دارد و رستم هم عصر گودرز است . با وجود سكه‌اى از دورهء گودرز اشكانى و دلايل ديگر به احتمال قريب به يقين ، رستم پهلوانى اشكانى است كه در قرن اول ميلادى مىزيسته و فردوسى به شخصيت او جلائى حماسى بخشيده است . فردوسى چنين مىگويد :
كه رستم يلى بود در سيستان * من آوردمش اندر اين داستان
اسفنديار در اوستا
spanto - data
( سپنتو داته ) به معناى آفريدهء مقدس آمده است . همچنين در اوستا دوبار از او ياد شده است . در روايات ملى ، اسفنديار فرزند گشتاسب و نوهء لهراسب است . در شاهنامه ، اسفنديار با سعايت يكى از اطرافيان گشتاسب به برانداختن حكومت متهم مىشود و گشتاسب او را به زندان مىاندازد اما با شكست در جنگ با ارجاسب تورانى ، اسفنديار
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 203 | مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة ) / مير هاشم محدث