شمشير بزنيد - هرچه ايشان نويسند شمشير هريك شما از سفارش ايشان معلوم خواهد شد - و قورچيان يك روز پيشتر از ان كه حاجى محمد كوكى بهراولان مرزا سليمان در اندراب جنگ كند - سركردهء اين قورچيان خواجه معظم تغائىء ميرزا جلال الدين محمد اكبر بود - بهراولان ميرزا سليمان چند مرتبه جنگهاى مردانه كردند - و بعضيها زخمى شدند - بعد از گرفتن بدخشان قورچيان را در قلعهء ظفر حضرت - به حضرت شاه سفارش نموده رخصت فرمودند و ولد بيگ را از مواضع استالف كه در بالا گذشته مشار اليه بعد از ان كه اسپ به دو سپرد بانعامات پادشاهانه سرافراز شده رخصت يافت *
[ آمدن مير سيد على و ملا عبد الصمد شيرين قلم و ديگر صاحبان كمال بدربار همايون پادشاه ]
در حين رخصت دو فرمان بمشار اليه سپردند - يكى مير سيد على و ملا عبد الصمد مصوّر را طلب فرموده بودند - و يكى ديگر باسم ملا قطب الدين پدر قاضى على بخشى صادر شده بود - مشار اليه به جهت ضروريات كه داشته نتوانست كه احرام ملازمت بندد - و مير سيد على و ملا عبد الصمد چون بر مضمون فرمان سرافراز شدند در روز بلكه در ساعت متوجه پابوس گشتند - و ملا محمد شيروانى و ملا فخر مجلّد نيز بايشان همراه شد - و چون بقندهار رسيد عرضه داشت ايشان در كابل بپايهء سرير اعلى رسيد - و خواجه جلال الدين محمود اوبهى كه او را در ان وقت از مير سامانى برآورده تربيت نموده بخشى بيگى ساخته بودند - و جمعيت خوب داشت - و راه قندهار مخاطره بود بنابران مشار اليه را تعين فرمودند كه اين