دستور كه مقدور باشد ملازمان ركاب ظفر انتساب آن بارگاه فلك اشتباه را مسرور دارند - و آنچه نهايت غمخوارگى و يارى باشد بايشان بظهور آورند - و خاطر آن « 1 » جميع را كه از گردش روزگار ناهموار به قدر غارى دارد بدلدارى و غمخوارى كه درين نوع اوقات لايق و خوشنما است مسرور و پرحضور گردانند - و آن دستور همه وقت منظور باشد تا نواب همايون بما رسند - بعد از ان آنچه لايق باشد از جانب ما معمول خواهد گشت - بعد از طعام متفرّقات حلوا و پالوده كه از شكر سفيد لطيف و بنانهاى بصفاى سفيد طبخ نموده باشند و مربّاهاى لطيف داشته رشتهء « 2 » خطائى خاصه كه بگلاب و مشك و عنبر اشهب خوشبوى و لذيد شده باشند بمجلس برند - و حاكم ولايت بعد از مهمانى و خدمات مذكوره خاطر از ولايت و قلعهء آنجا جمع نموده تا دار السلطنهء هرات هركه رفيق خدمت و ملازمت بود دقيقهء از دقايق خدمت و ملازمت نامرعى نگذارند - و چون به دوازده فرسخىء دار السلطنهء مذكور رسند
هامش
( 1 ) در اكبرنامه « خاطر آن جماعت را » *
( 2 ) در اكبرنامه صفحه 209 « رشتهء خطائى خاصه » در اصل نسخه « خطابى خاصه » رشتهء خطائى از اهل زبان بتحقيق پيوسته از باب ماهيچه است و آن را در قالب مىريزند به روى آتش و پر باريك باشد مثل نخ ابريشم و از آرد برنج مىسازند و با مغز بادام و فستق و نبات و عرق بيدمشك و گلاب مىخورند - فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 197 - ماهيچه آنست كه خمير را بباريكىء ريسمان مالند و پزند - فرهنگ انندراج جلد سوم صفحه 148 - براى مزيد تحقيق ببينيد ترجمه بيورج جلد اول صفحه 423 و ولرس در لغت خود كه مسمّى است به لكسيكو پرسيكو لى ؟ ينم در جلد دوم صفحه 39 عبارت مرقومه بالا را نقل كرده *