سه روز لشكريان و اميران مذكور را يكبيك به نظر درآورده - اسپهاى توپچاق و تازى « 1 » مقرر دارد كه بملازمان خود بدهد كه هيچ زينت و زرق سپاهى را از اسپ خوب بهتر نيست - و سروپاى آن هزار كس را نيز پاكيزه و رنگين ساخته باشند كه همراه هر يك از امراء هزار كس باشند - و چنين قرار دهند كه چون امراى مذكور با لشكر منصور بملازمت آنحضرت رسند - زمين خدمت و عزت را بلب ادب بوسيده يكبيك خدمت نمايند - و قدغن نمايند كه در سر سوارى و غيره ناگاه ميان ملازمان امرا و ملازمان آن پادشاه جمجاه گفتوگوئى واقع شود « 2 » - و به هيچ وجه من الوجوه آزارى بنوكران پادشاه نرسد - و در وقت سوارى و كوچ لشكر امرا از دور دور در فوج خود خدمت كنند - و نوبت كشك « 3 » هر يك از امراى مذكور كه باشد در نزديكترهاى محلى كه قرار يافته باشد خدمت نمايند - و كتك « 4 » خدمت در دست گرفته
هامش
( 1 ) در اصل نسخه « اسپان توپچاق تازى بدوى لطيف كه پسنديده باشد مقرر دارد » در متن از اكبرنامه جلد اول صفحه 208 نقل كرده شد *
( 2 ) در اصل نسخه « واقع نشود و به هيچ وجه من الوجوه آزارى چاكران دودمان عالىشان داخل نشوند » - در متن از اكبرنامه نقل كرده شد *
( 3 ) كشك - بكسر اول و ثانى در تركى بمعنى پاسبانى - فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 1082 *
( 4 ) كتك - بضم اول و فتح ثانى چوبدست قلندران را گويند و باضافه واو يعنى كوتك هم درست است - فرهنگ انندراج جلد دوم صفحه 1043 - در اصل نسخه دكتك مرقوم است *