بر ايشان تاخت كرد و قريب صد تن بقتل آورد و آن سه امير ايشان بگرفتند و آن صد سر و جمعى را بپايتخت فرستاد . امراى ايشان را در قفص « 1 » كرد و سرهاى بعضى در گردن بعضى آويخته .
سلطان خلعت خاص جهت محمد بن مظفر بفرستاد و محمد بن مظفر [ 21 ب ] غلبه بر خود جمع كرد .
در سال سبع و سبعمائه سلطان ، يزد را به سيد عضد داد كه مال جمع كند و باردو فرستد . چون سيد عضد قريب شهر يزد شد خبر وفات سلطان ابو سعيد برسيد . محمد بن مظفر از ميبد بيزد آمد و يزد را به تصرف گرفت و مردمان خود [ را ] بدر دروازه بنشانيد .
چون سيد عضد برسيد محمد بن مظفر لشكر مقابل او برد . سيد عضد منهزم به طرف شيراز رفت و محمد بن مظفر خزينه را در تصرف خود گرفت و لشكريان را مرسوم داد . قريب هزار مرد بر وى جمع شدند . و پسر او شاه مظفر جوانى بود بهادر و متقى ، به ميبد رفت و بارو و خندق و قلعهء دالان عمارت كرد .
و چون سلطان ابو سعيد وفات يافت هر حاكم در هر مقام كه بود آنجا را در تصرف خود گرفت . و محمد بن مظفر در سال سبع و اربعين و سبعمائه بعضى عمارات بيرون در شهر بگرفت ، مثل محلهء صندوقيان و سنبلان و باغ بهشتى و مدرسهء اتابك سام و خلف مدرسه و كوچهء جلال و دار الشفاء و الچى خان « 2 » و محلهء بابكيا [ 23 الف ] و مزار شرف الدين خضر و سنجدستان ، و بارو گرد آن بكشيدند و حفر خندق كردند و هفت دروازه باز كردند : درب
هامش
( 1 ) - ن : قيد
( 2 ) - م : الچى خانه