در مسجد بساخت و در بيرون اصل مسجد كاروانسرائى بود كه ريسمان فروشان ميبودند ، خراب كرده ساخت در مسجد كرد و ده دكان از يمين و يسار ساز داد و در ميان ساخت حوض ساخته آب تفت جارى نمود و در كتابهء درگاه مسجد القاب خاقان منصور ميرزا شاهرخ سلطان به كاشى ثبت نمود و در اندرون مسجد به زمين گنبد مقصوره جماعتخانهء عالى بنا نمود كه از رفعت فرسايش خيمهء مينافام سپهر خجل گرديدى ، نيز در مسجد چاه آبسردكنده چاهخانه بساخت و منقش فرمود و اشرف علماء ايران مولانا شرف الدين على مخدوم حسب الالتماس شاه نظام . . . بنظم ابيات . . . زبان بيان بگشاد و تمامى ابيات در مقالهء اول در ذكر احوال شاه نظام وزير سمت بيان يافته و الحال چاهخانه به سعى عالى جناب متولى عمارت جديد يافته و قهوهخانه گرديده . در تاريخ جديد يزد به نظر درآمده كه جوى زارچ از آثار ارسلان خاتون حرم سلطان علاء الدوه كالنجارست . . . »
از آوردن دنبالهء مطلب درخصوص اخبار مسجد مذكور در قرون بعد ، چون ارتباطى با متن تاريخ جعفرى ندارد ، خوددارى مىشود .
مآخذ تحقيق : « جامع يزد » بقلم على جندقى يزدى ( مجلهء يغما 1 : 78 - 83 ) ؛ تاريخ جديد يزد ( ص 124 - 126 ) ؛ آتشكدهء يزدان ( ص 123 - 129 ) ؛ جامع مفيدى ( صفحات 643 - 649 ) .
( 30 )
مسجد مير چخماق ص 95
جعفرى در « تاريخ كبير » خود نيز ذكر مسجد مير - چخماق ( چقماق ) را آورده است . در اينجا نص نوشتهء او نقل مىشود :
« در سال اربعين و ثمانمائه در خارج شهر يزد امير جلال الدين چغماق ( كذا ) شامى و بيبى فاطمه خاتون ايجى مسجد جمعه در غايت لطافت كه بنا نهاده بودند كه در هيچ ديار مثل آن نبود متقارب خانقاه و كاروانسرا و حمام از استحداث ايشان بود و گنبدى عالى و جماعتخانهاى در جنب آن و منارهء عالى بر يك طرف آن تمام كردند ، و مؤلف اين كتاب قصيدهء نيكو در صفت آن گفته و اين بيتى چند از آنست :
شعر
اين بناى عالى فرخنده وضع باصفا * جاى پاكانست و همتايش نباشد هيچجا
منزل زهد و نماز و مأمن اهل صلاح * ملجأ خاص و عوام « 1 » و مقصد خوف و رجا
هامش
( 1 ) - اصل : عوامى