( 11 )
كشخوان ص 30 س 9
اين لغت چند بار در متن استعمال شده و ظاهرا مركب است از « كشت + خوان » . اكنون در يزد و اطراف آن به مزارع كوچك « كشمون
Keshmun
» ميگويند كه طبعا صورتى از « كشتمان » است . « 1 »
كشخوان در لغت فرس اسدى و فرهنگ جهانگيرى و برهان قاطع و آنندراج و فرهنگ نفيسى نيامده است . اما احتمال بعيدى نيست كه در متون فارسى استعمال شده باشد . احمد بن حسين كاتب هم در « تاريخ جديد يزد » اين لغت را استعمال كرده است .
( 12 )
علاء الدوله ابو جعفر ص 34 س 17
اين شخص نخستين كسى است كه در سلسلهء كاكويه در سال 398 به پادشاهى و حكمرانى مستقل رسيد و بر اصفهان و مضافات حكومت داشت و در 433 وفات يافت « 2 » . نام و نشانش را در تواريخ علاء الدوله عضد الدين ابو جعفر محمد بن دشمنزيار ( - دشمنزار ) مىنويسند . وى با سلسلهء آل بويه نسبت داشت ، بدين معنى كه فخر الدولهء ديلمى خال و مجد الدولهء ديلمى پسر خال او بودند .
ابو جعفر مذكور در سال 398 از طرف سيده خاتون دخترعمهء خود ( مادر مجد الدوله ) به حكومت اصفهان منصوب شد و قريب سى و پنج سال بر اصفهان و همدان حكومت كرد و ابو على سينا مدتى در خدمت او بود و چند اثر خود از جمله « دانشنامهء علائى » را براى او نوشت .
جعفرى فرزندان او را سه تن به نامهاى فرامرز و گرشاسب و
هامش
( 1 ) - مانند كلمات ساختمان ، سوزمان ، دوختمان ( ص 354 دياتسارون فارسى ) ، بافتمان و دوزمان ( منتخب التواريخ ص 378 ) .
( 2 ) - جهانآرا ( ورق 48 ب ) .