شيرازى است كه از بزرگان سادات و اولياء بود ، و هفتاد و دو نوبت حضرت رسالت را « 1 » در خواب ديده بود ، و مدت صد و چهار سال عمر او بود . در زمان وفات گفته بود كه نشان رفتن من آنست كه در آن روز باران بارد ، و همان بود كه او گفته بود .
ازو بسيارى كرامات صادر شده بود .
و درويش حسين سقّا ، كه پاسبانى [ 93 ب ] سرريگ كردى و در سر تازيان مىنشيند ، گفت شبى حضرت رسالت را در خواب ديدم . فرمود كه هركس مىخواهد مراد يابد سيد قطب الدين شيرازى را دريابد . من سؤال كردم كه كدام سيد قطب الدين ؟
پيغمبر اشارت به مصلّى عتيق كرد به طرف خانهء سيد قطب الدين .
شيخ يوسف خادم دادائى گفت مفلوج بودم ، دست مرا بگرفت و بر پاى داشت ، آن فالج از من برفت .
شيخى صالح عابد از طرف كرهرود در مسجد جامع مقيم بود . در آن شب كه سيد رفتن كرد « 2 » گفت ديدم كه محفّه از آسمان فرود آمد . پيغمبر از آن محفّه بيرون آمد و سيد قطب الدين با پيغمبر همراه بود .
مؤلف اين رساله گويد در آن زمان كه پيرمحمد بن عمر شيخ اسكندر برادر خود را بگرفت و بند كرد و به خراسان فرستاد ، مرا گفت كه او به عراق آيد [ و ] فارس و عراق و يزد و ابرقوه و قم و كاشان و لرستان تا همدان [ را ] مسخّر كند . [ 94 الف ]
و چون خواند سلطان اين باغ وقف كرد يك قفيز وقف
هامش
( 1 ) - ن : رسول
( 2 ) - ن : وفات مىكرد