تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
صقّه است . هركس كه مرادى و حاجتى « 1 » داشته باشد هزار بار « 2 »
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
بخواند مرادش حاصل گردد ؛ و به كرّات « 3 » بزرگان اين تجربه كرده‌اند . و گويند در آن گنبد گنجى بود و محمد بن مظفر برداشت و گنبد خراب بماند .

ذكر مزار حاجى حسين و برادرش حاجى حسن به باغ علاء « 4 »

دو برادر بودند صاحب حال و هردو صاحب كرامات ، و مردم يزد مريد ايشان بودند . و مؤلف اين رساله گويد كه بيرون دروازهء مهريجرد دكانى هرّاسى بود . و حاجى حيدر نام هريسه فروختى . در آن دكان تقرير كرد كه با آن دو برادر در راه مكه « 5 » مىرفتيم ، چون به كنار آب كرخه [ 88 ب ] رسيديم هركسى چيزى مىداد و از آن آب ايشان را مىگذرانيدند . حاجى حسين را ديدم كه بر روى آب بر آن طرف رفت . گاه بودى كه حاجى حسين يك شبانه روز چرخ زدى . و هرگاه كه او يا برادر « 6 » در آن خانه بودند در خانه بسته بودى ؛
هامش
( 1 ) - « و حاجتى » را ندارد ( 2 ) - ن : دفعه ( 3 ) - م : بسيارى از ( 4 ) - م : « بباغ علاء » را ندارد - در نسخهء نفيسى « اعلا » آمده است . ( 5 ) - م : بكعبه ( 6 ) - ن : پدر
تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 155 | ايرج افشار / جعفر بن محمد بن حسن جعفرى