آن مقام بگذارند ، و فصيل گرد قبر او بسازند و او در همان مقام مدفونست . « 1 »
آوردهاند « 2 » شبى زنى و مردى بدكار در آن مقام رفتند و به فعل فواحش « 3 » مشغول شدند . در زمان « 4 » آتش به هر « 5 » دو افتاد و بسوختند . يك موزه از زن و يكى گيوه از مرد آنجا بماند .
و در سبع و اربعين و سبعمائه آن قبر ظاهر شد . بعضى گويند فضل بن موسى كاظم است ، اما بحقيقت نپيوسته است .
و در سال اربعين و ثمانمائه امير قطب الدين خضر شاه ابن امير شمس الدين محمد خضر شاه قطعهاى از عقب بارو « 6 » بخريد و داخل مقبره كرد ، و قبر و صومعه را عمارت كرد ، و ابواب نيكو نصب كرد خالصا للّه . « 7 » [ 88 الف ]
ذكر مزار سادات عريضى مشهور به « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
بخارج يزد متقارب باغ كمال كاشى « 8 »
در آن مزار همه سادات * عظام و عالىشان آسوده * اند « 9 » و گنبدى قديم در آنجا هست كه مدت ششصد سالست كه آن را ساختهاند ، و صفّهاى در مقابل گنبد است و سه قبر سادات در آن
هامش
( 1 ) - ن : دفن نمايند
( 2 ) - م ، و : « آوردهاند » را ندارد
( 3 ) - م : بد
( 4 ) - ن : اقدام نمودند - « در زمان » را ندارد
( 5 ) - ن : در هر
( 6 ) - ن : قطعهاى زمين
( 7 ) - ن : نيكو خالصا للّه تعالى نصب فرمود
( 8 ) - ن : باغ گل و كاشى
( 9 ) - م : ميان دو ستاره را ندارد .