و باطن مزين ، و سلاطين بنى مظفر معتقد وى « 1 » بودند . خانقاه و آن مقام كه [ در آن ] مدفونست از استحداث اوست ، و شعرى موحدانه [ و ] نيكو دارد . و محمد بن مظفر مزار او [ را ] داخل شهر كرد ، و خانقاه در سال خمس و خمسين و سبعمائه ساخت .
وفات او در سال ستين و سبعمائه بود . و پسر بزرگوار او « 2 » مولانا ظهير الدين محمد از بزرگان زمان خود « 3 » بود به علم و زهد .
و « شرح ينابيع » تا آداب قضا [ را ] نيكو نوشته است ، و در پهلوى پدر مدفونست ، و اولاد او همه از بزرگان و عزيزان بودهاند * در راه دين و يقين . * « 4 »
[ ذكر ] مزار پيربرج [ كه ] ميان فصيل « 5 » دروازهء مهريجردست « 6 »
در زمانى كه محمد بن مظفر باروى نو كشيد و حفر خندق [ 88 ب ] مىكرد در بيرون شهر همه مقابر بود قطعهاى زمين نبش كرد .
قبرى ظاهر شد و شخصى بغايت مهيب در آن قبر بود ، همچنان درست « 7 » نپوسيده ، و كفن تازه و مصحفى بر سينه نهاده . اين خبر به محمد بن مظفر بردند . بفرمود كه او را نبش نكنند « 8 » و در
هامش
( 1 ) - ن : معتقدان او
( 2 ) - ن : بزرگوارش
( 3 ) - ن : از بزرگان دين بود
( 4 ) - م : ميان دو ستاره را ندارد
( 5 ) - اصل : فصل
( 6 ) - م ، و : اين عنوان را ندارد و بجاى آن اشتباها عنوان مربوط به مزار شرف الدين خضر آمده است .
( 7 ) - م : بسلامت
( 8 ) - م : كنند