چرخ او در چرخ آيد .
صفت رصد « 1 » 36
بر مقابل مدرسه رصدى ساخته و دو منار كوچك بر دو طرف آن مبنى شده ، و بر سر يكى مرغ روئين نهاده كه چون آفتاب طالع مىشود « 2 » آن مرغ رو به آفتاب مىكند ، و هرچه كه آفتاب برمىآيد او روى بآفتاب دارد بر آنجانب ، و در ميان رصد چرخ چوبين منقش نهاده و سيصد و شصت قسمت كرده و [ در ] هر قسمتى درجهاى ساخته . محل آفتاب هرروز در درجه [ اى ] مىنمايد كه آفتاب كدام درجه است . و دوازده برج نموده و هردرجه به حروف ابجد نهاده و در هردايرهاى كه در چهار گوشهء چرخ نهاده سى خانه ساخته و ماه تركى و عربى و فارسى و رومى نموده كه هرروز معلوم شود كه چند روز از ماه مذكور گذشته * و بر بالاى چرخ دايرهاى كشيده در موضع قمر . هرروز در هرمنزل كه باشد از شرطين و بطين و ثريا و دبران و هقعه و هنعه و ذراع و نثره و تا رشا بطن الحوت نموده « 3 » و سى دايره بر گرد دايرهء قمر نهاده كه هريك روز از ماه بگذرد دايرهء سفيد سياه شود تا آخر ماه ، و دوازده خانه بر يمين و دوازده خانه بر يسار چرخ ساز داده كه
هامش
( 1 ) - ن : اين عنوان ندارد
( 2 ) - م : برمىآيد
( 3 ) - اصطلاحات مربوط به اسامى منازل قمرست ، بدين شرح : شرطين - اولين منزل ، بطين - دومين منزل ، ثريا - سومين منزل ، دبران - چهارمين منزل ، هقعه - پنجمين منزل ، هنعه - ششمين منزل ، ذراع - هفتمين منزل ، نثره - هشتمين منزل ، رشا - منزل بيست و هشتم .