تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ يزد ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
« حىّ على الصلاة » بنص
« وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ »
به مسامع ملكوت رسانيده ، و حفاظ خوشخوان « 1 » مثال هزاردستان در صباح و مسا حسينى نوا مىزنند و بنغمهء داودى مرغان هوا را از طيران باز مىدارند . و جماعت‌خانهء نيكو در جنب مسجد به آن متصل گردانيده ، و در وصف آن مسجدست . شعر
زين عمارت ملك را هم رفعتست و هم صفا * گر تفاخر مىكند وقتست بر اوج سما [ 49 الف ] مصر جامع شد ازين جامع ، سواد شهر يزد * مكّه كو تا كعبهء ديگر ببيند از صفا مسكن خير و عبادت منزل علم و ورع « 2 » * باعث عجز و تضرع مانع خوف و رجا مىكند هر دم به خاك خطهء او افتخار « 3 » * ملك و دين و دولت از روى دل و صدق و صفا هست محرابش دعاى قبلهء چون آسمان * كاندر آن محراب دريابد اجابات دعا هشتصد و چل بود و يك از هجرت اين را « 4 » ساخته * عصمت دنيا و دين خاتون گردون اقتدا « 5 »
هامش
( 1 ) - ن : خوش الحان ( 2 و 3 ) - اين دو مصراع از نسخهء « م » افتاده است ( 4 ) - ن : شد ( 5 ) - م : مصراع دوم را ندارد