و ساوجبلاغ و ديگر جاها كسان بسيارى را كشتهاند و از گزند بازنايستادهاند و اين را براى ترسانيدن چشمها دربايست دانستهاند . ولى ما چون اينها را يكايك و جابجا نميدانيم چيزى نمينويسيم . داستان كشته شدن كونسول روس در مهاباد هم گويا بىلغزش نيست ، زيرا مهاباد يا ساوجبلاغ از زمستان بدست عثمانيان و مجاهدان ايرانى افتاده و روسيان از مياندوآب بآنسو نمىگذشتند و اين كونسول كجا بوده كه كشته شود .
گويا همان كونسول را ميخواهند كه چند ماه پيش در جنگ مياندوآب كشته شده بود و داستان اوست كه به اين رويه افتاده . ساوجبلاغ را بار ديگر آنسو بدست گرفتند و تا چند ماه جنگها ميانه روسيان با ايشان ميرفت و بارها آنشهر از دستى بدستى افتاده و گزند بسيار ديده ولى ما داستان آن را هم درست نميدانيم .
روسيان با اين چيرگيها كه بعثمانيان مينمودند كمى پس از آن دوباره عثمانيان بتاخت و فشار برخاسته و در قفقاز و كردستان روسيانرا پس راندند ، ولى آذربايجانرا روسيان نگه داشتند و خواهيم ديد كه روزبروز بر استوارى پاى خود در اينجا افزودند ، درخواستهاى دولت ايران و يادداشتى كه در اينباره داد سودى نبخشيد و با آنكه محمد حسن ميرزا در تبريز مينشست و نام فرمانروايى ميداشت روسيان همچنان رشته كارها را از دست نمىهشتند و بكسانيكه محمد حسن ميرزا از تهران براى نشاندن در شهربانى و ديگر ادارهها آورده بود راه نميدادند و كونسول روس همچنان ماليات از بستگان خودشان و زير نگهداريها ميگرفت ، و اين ماليات با آنكه بنام داده شدن بخزينه ايران گرفته ميشد ما از داده شدن آن آگاهى نيافتهايم .
محمد حسن ميرزا و نظام الملك پيشكار او ناشايندگى بسيار از خود نشان ميدادند و در چنين هنگامى با يكديگر دو سخنى ميداشتند و از آنسوى نقيخان ( رشيد الملك ) كه از كاركنان روسيان ميبود بيشتر رشته را در دست خود ميداشت و بدلخواه روسيان كار ميكرد . ناتوانى اينان تا بجايى رسيد كه اعتماد الدوله را كه از همدستان صمد - خان بوده و از زمانيكه با رومى رفته بسياهكاريهاى بسيارى برخاسته و بدلخواه روسيان چند كس بيگناهى را كشته بود از حكمرانى آنجا نتوانستند برداشت و نظام الملك هواداريها نيز ازو نشان ميداد .
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى ) — صفحة 618
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦١٨