بدينسان روزها ميگذشت ، در شهريورماه جلوها يا آسوريان خاك عثمانى با پاترياك ( بطريق ) خود « مارشيمون » كه از جلو تركان گريخته بودند بسلماس آمدند و به خاك ايران پناهنده شدند ، و چون ما از اينان داستانهاى بسيار خواهيم آورد و از تيره - هاييند كه در پيشآمد جنگ جهانگير شناخته شدند و نامشان بر زبانها افتاد بهتر ميدانيم در اينجا سخنانى از كيش و نژاد و گذشته آنان برانيم .
كسانى كه تاريخ خواندهاند نامهاى « آسورى » و « كلدانى » به گوش ايشان آشنا خواهد آمد . اينان از تودههاى سامىنژادى بودند كه در نيمه غربى آسيا بنياد پادشاهىها نهاده و بخش بزرگى از تاريخ باستان را با داستانهاى خود پر كردهاند و پيش از آنكه ايران ( يا مردم اير ) از ميهن خود در سرزمينهاى يخبندان شمال بيرون آيند پيشرفت جهان در دست آنان بوده ، ولى سپس جاى خود را به ايران ( مردم اير ) داده و خود روى بنابودى گزاردهاند ، و كمكم جز دستههاى كوچك و پراكندهاى در اينجا و آنجا بازنمانده كه ما اينك در كشاكشهاى جنگ جهانگير يكدسته از آنان را در نزديكيهاى دو درياچه شاهى و وان مييابيم كه زبان و خط باستان خود ( آسورى يا سريانى ) را نگه داشتهاند و با آنها ميگويند و مينويسند ، ولى كيش باستان خود بتپرستى را از دست داده و بهنگاميكه دين مسيح بايران رسيده مسيحى گرديدهاند .
اينان همگى نژاد آسورى ميداشتند و نام آسورى بهمگى آنان گفته ميشده ، ولى نميدانيم نام « جلو » از كجا پيدا شده كه آسوريان خاك عثمانى با اين نام شناخته گرديدهاند و نام « آسورى » بيشتر بآسوريان خاك ايران گفته شده . ما درباره اين نام نوين آگاهى بدست نياوردهايم ، هرچه هست ما نيز در اين تاريخ جدايى ميانه آن دو نام خواهيم گزاشت .
نويسندگان اروپايى شماره اينان را نزديك به دويست هزار تن نوشتهاند كه چهار يك در ايران و بازمانده در خاك عثمانى مىنشستهاند و چون كيش نستورى « 1 »
هامش
( 1 ) نستورى يكى از كيشهاى بنام دين مسيحى است كه در زمان ساسانيان در رم پيدا شده و چون روميان نستورس بنيادگزار آن كيش را دور رانده و به پيروان او بسيار سخت مىگرفتهاند از اينرو بيش از همه در ايران و كشورهاى شرقى رواج يافته و خود دستگاهى در برابر دستگاه كاتوليك و ارتودكس گرديده .