گفتار هفدهم جنگهاى با سالار الدوله و كشته شدن يفرمخان
چنان كه گفتهايم پيشآمد التماتوم و چيرگى روسيان و بسته شدن مجلس دوم دور نوينى را در تاريخ مشروطه ايران بازنمود و نتيجههاى بسيار بدى را در پى خود ميداشت . يكى از آن نتيجهها اينكه از ارج دولت در ديده گردنكشان كاسته و آنانرا كه در هر گوشه فراوان ميبودند بگردنكشى و آشوبكارى دليرتر گردانيد . در اين زمان كه ما گفتگو از آن ميداريم در بسيارى از گوشههاى كشور ناايمنى برپا بود و ما اگرچه سخنى از آنها در اينجا نميرانيم ولى داستان سالار الدوله كه خواهيم نگاشت اندازه ناتوانى دولت را خواهد رسانيد .
چنان كه گفتيم در آخرهاى آذرماه 1290 كه مجلس و دولت گرفتار پيشآمد التماتوم ميبودند و كشاكش باهم مينمودند جوان آشوبطلب قاجارى فرصت يافته بار ديگر بر سر كرمانشاهان تاخت و آنجا را كه بىپاسدار مىبود بدست گرفت .
اعظم الدوله كه رشته فرمانروايى آنجا را داشت در كونسولخانه انگليس بستى نشست .
سپس چون كار التماتوم يكسره گرديد و دولت رشته كارها را بدست گرفت بر آن شد كه او را در كرمانشاهان نگزارد و اينست عبد الحسين ميرزاى فرمانفرما را كه چند ماهى بنام فرمانروايى آذربايجان در قزوين و زنجان درنگ كرده و تازه بتهران بازگشته بود نامزد فرمانروايى آنجا گردانيد . ولى چون سپاهى كه همراه او رود نبود ناگزير دست بدامن مجاهدان يازيدند و يار محمد خان را با سيصد تن از مجاهدان برگزيده با توپ و شصتتير از پيش روانه نمودند .
يار محمد خان را خوانندگان نيك مىشناسند . اينمرد دلير با آندسته اندك