احسان خود ساخته است .
گفتند : آدمى چگونه تواند آسوده خاطر زيست كند ؟
گفت : بدينگونه كه از گناهان بيمناك باشد و از امر مقدرى كه ناچار به وى خواهد رسيد تنگدل نگردد .
از او پرسيدند : راه صواب در امر زندگى چيست ؟
گفت : براى آن كس كه زندگى با خرسندى و شادمانى خواهد قناعت است ، و براى كسى كه زندگى با نام نيك خواهد كوشش در تهذيب نفس و نيكى رسانيدن به مردم است ، اما كسى كه فراخى زندگى و آرايش و شكوه آن را خواهان است بايد خود را براى گناه و اندوه و رنج و سختى آماده سازد .
گفتند : چه كوششى آدمى را به كسب نام نيك و كدام يك او را به اصلاح امر معاش و كداميك او را به ايمنى و آرامش نفس بيشتر يارى مىكند ؟
گفت : آنچه بيش از همه به كسب نام نيك يارى كند به داورى كشيدن نفس و سپس پرهيز از ستم است . و آنچه بيش از همه به آرامش درونى يارى كند ترك گناهان است ، و آنچه بيش از همه به اصلاح امر معاش يارى كند كوشش از روى حق و درستى و ترك بدى و آزمندى است .
گفتند : چگونه مردمى را خردمند خوانند ، و چگونه مردمى را دانا گويند ، و چگونه مردمى را زيرك دانند ؟
گفت : خردمند آن باشد كه به آنچه در امر معاد بدان نياز افتد بينا باشد و اين بينايى خويش را با اراده و عزم به كار بندد . و دانا آن باشد كه آنچه را در امر دنيا بايسته است و از آن چارهاى نيست بداند .
و زيرك كسى است كه در روابط خود با مردم از آنچه از ابواب ملاطفت و مدارا بدان نيازمند گردد آگاه باشد و آن را با نرمى به كار بندد .
گفتند : آيا لهو و لعب را وقتى است ؟
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٤٠٠