و سپاهيان گردد ، و تأمل در حوادث موجب باز شدن مجال فكر و روشن شدن راه صواب است .
62 . مرد دورانديش در امرى كه بر او دشوار گردد به كسى ماند كه مرواريدى گم كرده باشد ، و خاك موضعى را كه مرواريد در آنجا به زمين افتاده به تمامى جمع كند و به پرويزن ببيزد تا آن را بيابد . دورانديش نيز همه آرائى را كه در آن امر دشوار به نظر او گذرد جمع كند ، آنگاه يكيك آنها را بسنجد و آنچه ناصواب است به دور افكند تا به راى صواب رسد .
63 . با حزم و احتياط پستى نيايد ، و عجز و ناتوانى بزرگى نياورد ، حزم رستگارى آرد ، و ناتوانى نوميدى زايد .
64 . چهار خصلت است كه در پادشاهان و بزرگان موجب پستى گردد : كبر و نخوت نشان دادن ، و همنشينى با زنان و نوخاستگان ، و راى زدن با آنان ، و به ديگران واگذاشتن امورى كه جز با دست خود او و به وسيلهء خود او انجام نپذيرد .
65 . پادشاه در سلطنت خود كامل نشود تا آنگاه كه از كشتهء خود خورد ، و از كارگاه خود پوشد ، و از پروردگان خويش نكاح كند ، و بر نتاج اسبان خود سوار شود .
66 . استوار ساختن اين امور باتدبير است ، و تدبير با مشورت است ، و مشورت با وزيران پاك نهادى بايد كه شايستهء پايگاه خود باشند .
67 . زيردستان را با دهش ، و همگنان را با انصاف ، و زبردستان را با احترام پشتيبان خود ساز . بدينسان زمام استوار تدبير را در دست خواهى داشت .
68 . خردمند را در برابر حق خداوند عز و جل تعظيم و سپاسگزارى بايد ، و در حق سلطان فرمانبردارى و نصيحت ، و در حق خويشتن كوشش در كارهاى نيك و پرهيز از بديها ، و در حق معاشران وفا در دوستى و بذل يارى و همكارى ، و در حق عامهء مردم رفتار پسنديده و خوددارى از آزار .
69 . مرد كامل نيست مگر به چهار چيز : آنكه شرافتش كهن و روانش برنا باشد ، هنگامى كه مال دارد بخشاينده باشد و هنگامى كه قدرت دارد صديق باشد .
70 . كسى كه بىنيازى و مال او را به كبر و نخوت نكشاند ، و در فقر و نيازمندى زبونى نشان ندهد ، و مصيبتها او را از جاى نبرند ، و از حوادث روزگار ايمن نشيند ، و فرجام كارها را از ياد نبرد ، او كامل است .
71 . كامل در سه چيز است : شناخت احكام دين ، و شكيبائى بر ناملايمات ، و
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 364
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٣٦٤