104 . سوار شدن بر مركب دانش پذيرفتن عقل دانشمند است . « 57 »
105 . برگزيدن صحبت نيكان نشانهء راستى نيست است . « 58 »
106 . سوار شدن بر دريا همدستى با غرور است .
107 . قناعت پيشه كردن از عزت نفس است .
108 . پيشدستى بر كسى كه به دين تو طمع دوخته نشانهء غلبهء يقين است .
109 . دريافتن چيزى كه عوام آن را نشناسند نشانهء دخول در نهانگاه صدق است . « 59 »
110 . بريدن از شهوتها از عشق به تندرستى است ، و انصراف از بديها نشانهء بيم از روز واپسين است ، و افتادن در ورطهها نشانهء فضول است . « 60 »
111 . كسى كه از بد رفتارى ديگران آزرده نشود ، نيكى هم در او بىاثر ماند . « 61 »
112 . بريدن از نادان برابر است با پيوند با دانا . « 62 »
113 . حسود به بزرگى نرسد . « 63 »
114 . كسى كه با حق به نزاع برخيزد مغلوب گردد . « 64 »
115 . سزاوارترين مردمان به فضيلت ، كسى است كه بيشتر به فضيلت خوى گرفته باشد . « 65 »
116 . آنچه بيش از همه به جلوه خرد كمك كند دانشاندوزى است ، و آنچه بيش از همه به خرد راهنمايى كند حسن تدبير است .
117 . كسى كه مشورت كند از لغزش ايمن ماند ، و آنكه به راى خود غره شود در خطا افتد . « 66 »
هامش
( 57 ) . در خردنامه نيست .
( 58 ) . صحبت نيكان گزيدن از دوستى تن بود .
( 59 ) . از 108 - 106 در خردنامه نيست .
( 60 ) . و خويشتن نگاه داشتن از آرزوهاى زيانكار هم از دوستى تن بود . اندر بلاها افتادن از كارهاى ناصواب و جستن زيادتيها بود .
( 61 ) . هركه به جاى وى نيكى كنند و قدر آن را نداند اگر بدى كنند هم نداند .
( 62 ) . بريدن از صحبت جاهل و نادان چون پيوستن است با خردمند و عاقل .
( 63 ) . هرگز حاسد مهتر نشود . ( عبارت عربى اين جمله « الحسود لا يسود » در زبان عربى از امثال سائره شده است ) .
( 64 ) . هركه با حق بستهد و منازعت كند مغلوب گردد .
( 65 ) . سزاوارترين مردمان به فضيلت آن است كه با مردمان نيكوى كند و يارى دهد اندر گذاشتن بديها .
( 66 ) . 116 و 117 در خردنامه نيست و به جاى آنها عبارتهاى زير است كه در متن عربى -