88 . شكيبائى به پيروزى كشاند . « 48 »
89 . هواى نفس آدمى را به زشتيها خواند . « 49 »
90 . بندگان با اصلاح امر معاش صلاح پذيرند ، و با توكل راستين مستحق روزى شوند ، و با اخلاص شايسته پاداش گردند . « 50 »
91 . با يكدلى دوستى در دلها نشيند ، و با خويشتندارى از محرمات خشنودى پروردگان حاصل آيد ، و با حكمت پرده از چهرهء دانش به كنار رود ، و با رضاى خاطر زندگى دلپذير شود . و با خرد به كنه امور رسند . « 51 »
92 . در هنگام نازل شدن بلا است كه فضائل آدمى آشكار شود ، و در غيبت طولانى است كه يارى برادران ظاهر گردد ، و در هنگام دودلى است كه خرد مردمان جلوه كند . و در سفر است كه اخلاق آزمايش شود .
93 . در تنگدستى است كه رادى نمايان شود . و در هنگام خشم است كه راستى مردمان شناخته گردد . « 52 »
94 . با مقدم داشتن ديگران بر خويشتن ، ديگران را بندهء خويش سازى .
95 . ادب پسنديده الهامبخش دانش است . « 53 »
96 . با دورى از خطا از عيبها سالم مانند . « 54 »
97 . با پرهيزگارى پايههاى حكمت استوار گردد .
98 . با توفيق كارها به انجام رسد .
99 . در هنگام رسيدن به مقصود ثمرهء عزم و اراده ظاهر شود .
100 . با دوستان صديق بر كارها چيره شوند .
101 . با ديدارها دوستىها افزون شود .
102 . با چشمپوشى از مال دنيا برادرى استوار گردد . « 55 »
103 . ادامهء دوستى نشانهء وفا است . « 56 »
هامش
( 48 ) . عاقبت شكيبائى ظفر يافتنست .
( 49 ) . تن مردم هميشه بدى فرماينده است .
( 50 ) . در خردنامه نيست .
( 51 ) . مردم كارهاى بزرگ و سعادت به خرد نمايد . و رضاى خداى تعالى به كرانه گرفتن از حرام ، و دوستى دل مردمان به پاكى دل خويش ، و گشادگى دل به حكمت ، و پسندكارى به قضاء .
( 52 ) . سخاوت به راست كردن وعدها پديد آيد ، و ديانت به گاه خشم .
( 53 ) . 94 و 95 در خردنامه نيست .
( 54 ) . سلامت به دور بودن از خطاها يافته شود .
( 55 ) . از 102 - 97 در خردنامه نيست .
( 56 ) . پيوستگى دائم به وفا باشد و از نيت راست حاصل آيد .