45 . چهار چيز است كه چون به دست آرى هرچه ديگر را از دست بدهى زيانى به تو نرساند ؛
46 . عفت در كلام ، خوشخوئى ، راستگوئى و امانتدارى . « 32 »
47 . شش چيز است كه به جهانى ارزد : خورش گوارا ، و خواجهء مهربان ، و فرزند نيك ، و جفت دمساز ، و سخن استوار ، و خرد كامل . « 33 »
48 . صيقلى ساختن شمشيرى كه از خود جوهر نداشته باشد خطا است . و افشاندن دانه نابهنگام در زمين شورهزار نادانى است ، و واداشتن ستورى سركش و سالخورده به تمرين و رياضت رنج بيهوده بردن است . « 34 »
49 . راهنماى پندآموز سرشت آدمى است ، و رهبر مهربان نيكى گفتار است ، و درد بىدرمان ابلهى مادرزاد است ، و زخم بىمرهم زن بد است ، و بار گران خشم است . « 35 »
50 . سه چيز است كه در سه موضع نيك افتد : رعايت برابرى در هنگام گرسنگى ، و راستى در هنگام خشم ، و گذشت در هنگام توانائى . « 36 »
51 . خردمند اميد نبندد به چيزى كه اميد به آن با مشقت توام باشد ، و سوال نكند چيزى را كه بيم منع آن رود ، و ضامن نشود چيزى را كه در توانائى خويش نبيند . « 37 »
52 . سه چيز است كه با آنها غربت احساس نشود : ادب نيك ، و بىآزارى ، و پرهيز از شك و ريب . « 38 »
53 . هشت خصلت است كه سرشت مردم نادان است : خشم بىسبب ، و بخشش
هامش
( 32 ) . اندر جهان چهار خصلت ستودهترست : خويشتندارى ، و خوشخويى ، و راست گفتن ، و امانت نگاه داشتن .
( 33 ) . شش چيز است كه قيمت آن به همه جهان ارزد : طعام گوارنده ، و فرزند درست اندام ، و زن موافق ، و مهتر مهربان ، و سخن محكم و درست ، و خرد تمام .
( 34 ) . زدودن شمشير كه گجوهر ندارد خطاست ، و تخم اندر شوره پراگندن نادانيست ، و رياضت كردن ستور ( كلان سال ) رنج بىبرست .
( 35 ) . حكيمى را پرسيدند كه چه چيزست بيمارى بىدرمان ، گفت : ابلهى مادرزاد . افلاطون را گفتند كه چه چيز است گرانترين بار ، گفت : تنگدلى .
( 36 ) . در خردنامه نيست .
( 37 ) . خردمند به چيزى اميد ندارد كه مردمان او را ملامت كنند و چيزى نخواهد كه بترسد از آنك ندهند .
( 38 ) . در خردنامه نيست .