بود كه وقتى در همين ايام برخى از آببندهاى رودهاى دجله و فرات درهم شكست و آب بسيارى از زمينها و كشتزارهائى را كه متعلق به همين دهقانان بود فراگرفت و آنها را به مرداب تبديل ساخت . حجاج هيچ گامى براى بستن آن بندها كه از قديم از وظايف دولتها بوده است برنداشت و به دهقانها هم در اين امر كمكى نكرد . بلاذرى نوشته است اين خوددارى حجاج از ترميم خرابىها بدين قصد بود كه به دهقانان زيان برساند زيرا او آنها را به همكارى با ابن اشعث متهم مىساخت « 1 » و چون ويرانىها به تدريج روبهفزونى نهاد و رفتهرفته زمينهاى بيشترى به زير آب رفت و تبديل به مرداب مىگرديد وقتى حجاج سرانجام درصدد چارهجوئى برآمد هزينهء آن را آنچنان هنگفت يافت كه ناچار به خليفه كه در اين هنگام وليد پسر عبد الملك بود روى آورد تا از او براى صرف چنان مبلغى اجازه بگيرد ولى او هم اجازهء صرف چنان مبلغ هنگفتى را نداد .
سيبين
توضيح بيشتر : در اينباره و سرگذشت اين زمينهاى به مرداب تبديل شده را در كتاب الخراج و صنعة الكتابه نوشتهء قدامة بن جعفر مىيابيم . وى " در ذكر جائى در سواد كه به سيبين معروف بوده ، آورده است كه چنين جائى بدين نام در زمان ايرانيان ( - يعنى دوران پيش از اسلام ) در سرزمين سواد وجود نداشت . پيدايش اين محل از شكستهائى سرچشمه مىگيرد كه در زمان حجّاج در آببندهاى رودها پديد آمده و بسيارى از زمينهاى زراعتى را آب گرفته و تبديل به ماند آب كرده بود ، و داستان آنچنين بود كه چون كار ويرانىها بالا گرفت و گسترش يافت حجاج به وليد پسر عبد الملك خليفه اموى نوشت كه اصلاح اين امر سه ميليون درهم هزينه دارد و چون اين مبلغ به نظر وليد بسيار گزاف آمد آن را نپذيرفت ولى مسلمه پسر عبد الملك به خليفه گفت كه او حاضر است اين مبلغ را براى مهار
هامش
( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 359