تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
شام شكست خورد و بسيارى از افراد آن كشته شدند و اين خبر به سپاه اعزامى از كوفه كه هنوز در راه بودند رسيد آنها هم از ادامهء راه بازايستادند و از همانجا كه بودند بىآنكه با دشمن درگير شوند به كوفه بازگشتند ، ولى سپاه بصره كه هزار تن از اسواران آنجا هم در آن بودند به سركردگى شخصى به نام حنتف بن سجف همچنان پيش‌آمد تا به ربذه در نزديكى مدينه رسيد . و چون حبيش سركرده سپاه شام از آمدن آنها آگاه شد با چهار هزار مرد جنگى كه آنها را به خوبى مجهز ساخته بود به نبرد با آنها شتافت و در ربذه به آنها رسيد و در همان‌جا با آنها درگير جنگى سخت شد .

رزم اسواران با سپاه شام

در اين جنگ نخست اسواران در جائى كه از ديد رزمندگان به دور بود كمين گرفتند و هنگامى كه در سپاه بصره يعنى سپاهى كه خود در آن بودند ضعف و سستى نمودار شد به يك‌باره از كمين‌گاه به درآمده و با همان سلاح سنتى خود يعنى پنجگان سپاه شام را تيرباران كردند . و چون به قول بلاذرى هيچ تيرى از آنها به خطا نرفت و با هرتيرى رزمنده‌اى را به خاك هلاك افكندند و سركردهء سپاه شام جبيش بن دلجه هم در همين جنگ كشته شد ، سپاه شام تاب مقاومت نياورده راه فرار در پيش گرفت و يكى از كسانى كه در اين جنگ در سپاه شام مىجنگيد و ضرب شصتى از اين اسواران ديد و رسوائى فرار را به جان خريد تا جان سالم بدر برد حجاج بن يوسف بود كه در آن گيرودار او هم به ترك پدرش سوار شد و با يك اسب باشتاب از معركه گريختند . از حجاج روايت شده كه مىگفت " چه زشت و ناهنجار است شكست خوردن . من با مردى ديگر ( يعنى پدرش ) در سپاه حبيش بن دلجه بوديم و شكست خورديم و سى ميل راه را تاختيم تا آنگاه كه اسب ما از توان افتاد ، و در تمام اين راه چنان مىنمود كه سرنيزه آنها بر شانه‌هاى ما است . » در اين جنگ بسيارى از سپاه شام كشته شدند و جمعى هم گريختند و بسيارى هم اسير شدند . و چون حنتف با اسيران خود به مدينه درآمد ، مردم مدينه كه از
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 288 | محمد مهدى ملايرى