تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
مروان بن حكم از طرف ديگر در ربذه در فاصله سه ميلى مدينه روى داده و در اين جنگ اسواران در سپاه بصره قلمرو قدرت و نفوذ خويش بوده‌اند . اين داستان هم بدين‌گونه خلاصه مىشود كه چون پس از مرگ يزيد بن معاويه خليفه‌ى اموى ، مروان بن حكم كه يكى از بزرگان قريش و از كسانى بود كه مىتوانست سوداى خلافت در سر بپروراند به منظور دست يافتن به خلافت ، فاخته بيوه‌ى يزيد را كه به نام پسرش خالد ام خالد خوانده مىشد به زنى گرفت تا از بستر او راهى به مسند خلافت بگشايد و چنين هم شد . و از همين راه او در شام به خلافت نشست ، و در آنجا هم جانشين يزيد پسر معاويه شد . در همين هنگام عبد إله پسر زبير هم در مكه به خلافت نشسته بود و مدينه دومين شهر اسلام را هم در تصرف داشت و بصره و كوفه دو مركز بزرگ حكومت در عراق و ساير مناطق ايران هم در اختيار كارگزاران او بود . و با اين حال طبيعى بود كه مروان پس از استقرار در مسند خلافت شام ، نخستين كار بزرگى كه انجام آن را هدف خويش ساخت از ميان برداشتن عبد إله پسر زبير و برهم زدن اساس خلافتى بود كه او در مكه برپا داشته بود . ازاين‌رو باشتاب از مردم فلسطين و جاهاى ديگرى كه هنوز در قلمرو خلافت شام بودند لشكرى بياراست كه شمار آن را شش هزار و چهارصد تن نوشته‌اند و آن را به سركردگى شخصى به نام حبيش بن دلجه به سوى مدينه گسيل داشت . يوسف ثقفى پدر حجاج ستمگر شناخته‌شدهء تاريخ اسلام هم با پسرش حجّاج در همين لشكر شام بودند . اين لشكر كه رفتارى سخت خشن و جابرانه داشت در مسير خود تا مدينه همه‌جا طرفداران عبد إله بن زبير را از سر راه خود برداشته و مدينه را هم به تصرف خود درآورده بود . و چون ابن زبير از عزيمت اين لشكر آگاه شد به كارگزاران خود در بصره و كوفه نوشت كه از آنجاها نيروئى براى مقابله با آن به مدينه بفرستند و خود او هم از مكه سپاهى به همين منظور به مصاف لشكر شام فرستاد . ولى چون اين سپاه مكّه در جنگ با لشكر
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 287 | محمد مهدى ملايرى