تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
اشعث برخاستند . آنگاه حجاج به آن‌ها زيان فراوان رسانيد . خانه‌هاشان را ويران كرد ، و مستمرىهاى آنان را فرونهاد و برخى از آن‌ها را هم به جاهاى ديگر كوچانيد و گفت در شرط شما اين بود كه در زدوخوردهاى ما ( يعنى عرب‌ها ) دخالت نكنيد ، و جانب هيچ طرفى را نگيريد » « 1 » . مواردى را كه بلاذرى در اين خلاصه آورده هريك نمودار رويدادى بزرگ است كه بخشى از تاريخ اين دوران را دربرگرفته است . از شركت اسواران در جنگ‌هاى خراسان با عبد إله بن عامر جز در اين خلاصه در جاى ديگر از تاريخ آن زمان نامى نيست . در جنگ‌هاى جمل و صفين هم كه به گفته بلاذرى اسواران در آن حضور نداشتند شايد به سبب همان شرطى بوده است كه در پيمان آنها با ابو موسى اشعرى بوده كه در جنگ‌هاى داخلى عرب‌ها شركت نكنند . ولى از داستان مسعود به بعد كه در اين خلاصه آمده و در رويدادهاى ديگرى هم از اين قبيل كه ردّ پاى اسواران را در آن‌ها مىتوان يافت و همه‌ى آن‌ها هم از جنگ‌هاى داخلى اعراب شمرده مىشوند بايد علت آن را در رفتار خصمانهء معاويه با آن‌ها و پيمان‌شكنىهاى او جستجو كرد كه به شرحى كه گذشت اينان را هم به دفاع از خود و حفظ حريم خويش به ميدان مبارزه با امويان كشانده است . داستان مسعود نخستين رويداد بزرگى در بصره بوده كه اسواران در آن شركتى فعّال و چاره‌ساز داشته‌اند كه چون بيش از اين شرحى دربارهء آن آمده « 2 » در اينجا تكرار نمىشود .

واقعهء ربذه

واقعه ربذه هم كه در نوشتهء بلاذرى دومين واقعه بزرگى يادشده كه اسواران بصره در آن شركت داشته‌اند جنگى بوده است كه ميان سپاهيان بصره به طرفدارى از عبد الله پسر زبير از يك طرف و سپاهيان شام به طرفدارى از
هامش
( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 460 ( 2 ) . در جلد دوم همين كتاب ، ص 443 به بعد انتشارات توسن 1376 .