ساخته و به كفر و شرك وا مىداشتند تا ميانشان اختلاف دينى بيفتد ؟ و يا با سخن چينى بين آن دو را جدايى مىانداختند ؟ و اين از عجايب قرآن است كه اگر همه اين اختلافات و احتمالاتشان را در نظر بگيريم يك ميليون و دويست و شصت هزار احتمال است ( 4 * 9 - 3 * 4 - 10 ) كه در يك آيه جمع شده است و در عين حال خللى به فصاحت و بلاغت آن وارد نمىآيد .
امّا به هر صورت آيه دلالت مىكند بر اينكه سحر آزمايشى بوده است كه خداوند قلوب بندگانش را به آن مىآزمايد ،
( وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ )
( و ضرر نمىزدند به كسى جز به اذن خدا ) براى رفع اين توهم كه سحر هم جزء قضاء و قدر الهى است ، و تأثير از آن خداست ،
( وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ )
: ( و چيزى را كه به آنان ضرر مىزد و نفعى براى آنها نداشت مىآموختند ) پس سحر مضر است و نفعى ندارد ،
( وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ )
( و همانا مىدانستند كسى كه خريدار سحر باشد در آخرت نصيبى ندارد ) و آنها اين را مىدانستند ، پس سحر و خريد و فروش آن و عمل به آن از مفاسد اجتماعى است ،
( وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ )
: ( و چه بد بهايى بود كه خود را در قبال آن فروختند ، اگر مىدانستند ) آنها توجّه داشتند كه سحر براى آخرت آنان مفاسد دارد و همانا علمى كه عالمش را به صراط مستقيم هدايت نكند ضلالت و جهالت است .
در اين آيه يكى ديگر از خصائص يهود مطرح شده كه سحر در بين آنها متداول بوده و آن را به سليمان عليه السّلام و يا دو فرشته ، به صورت يك قصّه تحريف شده نسبت مىدادهاند ، چنانچه تحريف هم شيوه ديرينهء يهود است و مىپنداشتهاند كه حضرت سليمان آن سلطنت عجيب را با سحر و جادو بدست آورده و قرآن مىفرمايد : سحر كفر به خداست ، پس چطور ممكن است سليمان عليه السّلام به سحر عمل كرده باشد ، سحر تصرف و دست اندازى در عالم به خلاف وضع عادى آنست ، آنگاه چگونه ممكن است سليمان عليه السّلام كه پيامبرى معصوم است مرتكب اين عمل كفر آميز شود ، پس قرآن اين اتهام