تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
از تاريكيها به سوى نور خارج ساخته و به سوى صراط مستقيم هدايت مىنمايد ) ، ضمير در ( به ) به نور يا كتاب باز مىگردد ، حال چه مراد از نور رسول خدا باشد و يا قرآن ، به هر صورت در اين آيه خداوند هدايت را در عين اينكه به قرآن و رسول نسبت مىدهد ، برگشت و مرجع اصلى آن را خداى سبحان مىداند ، پس هادى حقيقى اوست و غير او اسباب ظاهرى است كه خدا آنها را براى تحقّق هدايت مسخّر فرموده است . از طرف ديگر در اين آيه شرط كرده كه تنها كسانى را بوسيله قرآن و پيامبر هدايت مىكند كه در پى خوشنودى خدا باشند ، لذا مراد از هدايت در اينجا رساندن به مقصد است نه به معناى نشان دادن راه . و نكتهء ديگر اينكه صفت ( سلام ) را كه براى راههاى خود بيان كرده ، بطور مطلق و بدون قيد آورده است تا بفهماند راه او سالم از انواع شقاوتها و محروميّتهايى است كه سعادت دنيا و آخرت بشر را مختل مىسازند ، پس راههاى سلام پروردگار آميخته با هيچ نوع شقاوتى نيست . در ادامه ظلمات را به صيغه جمع مىآورد ، امّا نور را به صيغهء مفرد ، تا دلالت كند بر اينكه راه حق هر چند به حسب مقامات و مراحل متعدّد است ، امّا در آن اختلاف و تفرّق وجود ندارد ، به خلاف باطل كه سراپا اختلاف است و منظور از قيد ( باذنه ) يعنى مطابق رضاى او و موافق علم او ، پس انبياء در خروج مردم از تاريكيها و ورود به نور استقلالى از خود ندارند ، بلكه سبب حقيقى خداى سبحان است . اصولا در قرآن هر جا كه اخراج از تاريكها به رسول خدا يا كتاب خدا منسوب شود ، اذن خدا در آنجا به معناى رضاى خداست و هر جا كه به خود خدا ، منسوب شود معناى ( اذن خدا ) به معناى ( علم خدا ) خواهد بود و صراط مستقيم هم چنان كه قبلا شرح داده شد ، راهى است سر آمد و مهيمن بر همه راههاى ديگر خدا و قهرا هدايت به سوى صراط مستقيم نيز هدايتى برتر و غالب بر ساير اقسام هدايت و سبل جزئى است ، و اگر صراط را نكره آورده نه به جهت تكثّر آن است ، بلكه به منظور تعظيم و بزرگداشت مطلب مىباشد .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 473 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر