تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
گشتند خدا آنها را مىبخشد ، پس ايلاء عقاب ندارد ، لذا چنين كسى كه سوگند خورد اگر بعد از چهار ماه به همسرش رجوع كرد و كفارهء شكستن قسم را داد ، عقابى ندارد و خدا از او درمىگذرد و اگر تصميم بر طلاق گرفت باز هم عقابى ندارد ، اگر در شرع براى شكستن اين قسم كفّاره‌اى معين كرده دلالت ندارد بر اينكه شكستن آن گناه باشد ، همچنين نمىتوان كفّاره را ترك كرد ، چون كفاره مغفرت پذير و بخشودنى نيست و كفارهء آن هم در سوره مائده آيه 92 تعيين شده است كه سير كردن ده مسكين مىباشد . ( 227 )
( وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ )
: ( و اگر تصميم بر طلاق گرفتند ، باز هم مجرم شناخته نمىشوند و خدا شنوا و داناست ) در اينجا طلاق را نيز به عنوان راه مفرّى براى گريز از عقاب الهى مطرح مىكند كه اگر فردى كه قسم ايلاء خورده نخواست به همسرش رجوع كند براى گريز از عقاب دو راه دارد يا همسرش را طلاق دهد كه او بتواند با مرد ديگرى ازدواج كند و يا حداكثر پس از چهار ماه با دادن كفّاره ، قسم خود را بشكند و به همسرش رجوع نمايد و خدا در هر حال به اقوال و باطن انسان شنوا و داناست ، پس اگر نه طلاق دهند و نه با آنان آميزش كنند در اين صورت گناهكار و مجرمند . ( 228 )
( وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ )
: ( و زنان طلاق گرفته تا سه پاكى منتظر بمانند ) ( طلاق ) به معناى آزاد شدن از قيد و بند است كه استعارتا به معناى رها كردن زن از قيد ازدواج به كار مىرود و ( تربص ) به معناى انتظار و حبس براى جلوگيرى از فساد نسب‌ها مىباشد ، يعنى خوددارى زن از مقاربت با غير شوهر كه موجب جلوگيرى از اختلاط نسب مىگردد ( قروء ) جمع ( قرء ) و يا به معناى حيض است و يا به معناى پاكى از حيض و به هر دو آنها هم اطلاق مىشود ،
( وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ )
: ( و اگر به خدا و روز جزا ايمان دارند روا نيست بر آنان كه آنچه را خدا در رحمهايشان خلق كرده است ، مخفى كنند )